بروکرهای فارکس

استراتژی معامله چیست؟

«تاریخ آخرین به‌روزرسانی این مقاله: تیر ۱۴۰۰»

اسکالپینگ چیست؟ (scalping) معرفی بهترین استراتژی اسکالپینگ

اسکالپینگ (scalping) یک روش معامله‌ مخصوص علاقه‌مندان به هیجان است. اگر شما هم جزو کسانی هستید که معمولا به نمودار قیمت به مدت حداقل یک دقیقه خیره می‌شوید و دوست دارید در مدت زمانی که سرمایه‌گذار گزارش سودش را می‌خواند شما وارد یک معامله شوید و از آن خارج شده و سود هم کرده باشید، استراتژی‌های اسکالپینگ می‌تواند به عنوان استراتژی معامله شما به حساب آید.

«تاریخ آخرین به‌روزرسانی این مقاله: تیر ۱۴۰۰»

هدف تریدرها در روش اسکالپینگ کسب سود از حرکات کوچک قیمتی است. هدف آن‌ها کسب سود‌های بزرگ نیست، بلکه به دنبال کسب سود‌های کوچک در دفعات بالا هستند. اگر این معامله‌گران کار خود را به‌خوبی انجام دهند در بازه طولانی‌مدت شاهد رشد قابل‌توجه سرمایه خود خواهند بود. معامله‌گران روش اسکالپ (که معمولاً به نام اسکالپر معروف هستند) معمولاً در معاملات خود از اهرم سرمایه (leverage) و تعیین حد ضرر کم‌ریسک (tight stop loss) استفاده می‌کنند. اسکالپرها از کدام استراتژی scalping برای ترید استفاده می‌کنند؟ در این مقاله با ما همراه باشید.

اسکالپینگ (یا معاملات اسکالپ) اصطلاحی است که معمولا به معامله‌های با استراتژی کوتاه‌مدت اختصاص می‌یابد. در واقع این استراتژی یکی از پرکاربرترین روش‌ها در معاملات روزانه است. این روش شامل افق زمانی کوتاه‌مدت و تصمیم‌گیری سریع و مهارت‌هایی مثل تحلیل تکنیکال قیمت و تسلط به ابزار‌های تحلیل نمودار است. به همین خاطر معامله‌گران حرفه‌ای بخشی از سرمایه خود را به معاملات روزانه با استراتژی اسکالپینگ اختصاص می‌دهند.

استراتژی اسکالپ می‌تواند در بسیاری از بازار‌های مالی مورد استفاده قرار گیرد. معامله‌گران اسکالپ در بازار سهام، معاملات فارکس (forex) و خرید و فروش رمز ارز، با همین روش فعالیت می‌کنند.

منظور از اسکالپینگ چیست؟

منظور از اسکالپینگ چیست؟

اسکالپینگ یک استراتژی معامله کردن است که در آن هدف، کسب سود از تغییرات جزئی قیمت است. معامله‌گران اسکالپ برای سود‌های کلان وارد معامله نمی‌شوند؛ درعوض هدف‌شان را کسب سود‌های جزئی در تعداد دفعات بالا قرار می‌دهند.

همچنین معامله‌گران اسکالپ معاملات زیادی با افق کوتاه‌مدت باز می‌کنند و در تعیین هدف خود تغییرات کوچک قیمتی و محرک‌های مقطعی بازار را مدنظر قرار می‌دهند. ایده محوری در این روش، تجمیع این معاملات کوتاه‌مدت و کنار هم قرار دادن سود‌های کوچک برای به‌دست آمدن حجم قابل‌توجهی از بازده سرمایه است.

در این معاملات کوتاه‌مدت تکیه اصلی اسکالپرها برای افزایش بازده تجارت خود، بر روی تحلیل تکنیکال است. از آنجایی که رخداد‌های اساسی در طولانی‌مدت اثر خود را بر بازار می‌گذارند، معامله‌گران اسکالپ به‌ندرت خود را درگیر تحلیل بنیادی می‌کنند. البته مسائل بنیادی می‌تواند در انتخاب سرمایه موردنظر برای معامله موثر واقع شود. سهام یا کوین‌هایی که به علت برخی خبرها یا رخداد‌های اساسی محبوبیت بالایی کسب می‌کنند، حداقل به شکل مقطعی دارای حجم بالایی از تراکنش و نقدینگی هستند. در همین مواقع است که معامله‌گران اسکالپ وارد بازار می‌شوند تا سود خود را با استفاده از این تغییرات افزایش دهند.

به طور خلاصه، معامله‌گران در روش اسکالپینگ به‌جای استفاده از تغییرات بلندمدت قیمت از انفجار‌های مقطعی قیمت بهره می‌برند. استراتژی آن‌ها شاید برای همه مناسب نباشد؛ چراکه نیازمند تسلط و درک عمیقی از ساختار بازار و توانایی تصمیم‌گیری در زمان بسیار کوتاه (و اغلب تحت فشار) است.

اسکالپرها چگونه پول درمی‌آورند؟ معرفی انواع اندیکاتور اسکالپینگ

عناصر تکنیکی که معامله‌گران روش اسکالپ از آن استفاده می‌کنند چه هستند؟ حجم معاملات (trading volume)، حرکات قیمتی (price action)، سطوح حمایت و مقاومت (support and resistance levels) و نمودار شمعی (candlestick chart patterns)، همه جزو عناصری هستند که معامله‌گران به شکل معمول برای چیدمان استراتژی معامله از آن‌ها بهره می‌برند. برخی از ابزار‌ها و اندیکاتورهای اسکالپینگ که معامله‌گران این روش برای تحلیل عناصر مذکور از آن‌ها بهره می‌برند عبارت است از: متوسط تغییرات (moving average)، شاخص مقاومت نسبی (RSI)، نوار‌های بولینگر (Bolinger bands)، حجم معامله یک مقطع خاص نسبت به کل (VWAP) و ابزار فیبوناچی (Fibonacci retracement tool).

اسکالپینگ روش یافتن یک فرصت مناسب برای ورود به بازار و گرفتن بازده موردنظر در یک زمان اندک است. از آنجایی که با عمومی شدن سیگنال‌ها و روش‌های معامله، این استراتژی می‌تواند به یک روش بی‌فایده بدل شود، بسیاری از معامله‌گران اسکالپ به شکل پنهانی کار خود را انجام می‌دهند. به همین خاطر است که گفته می‌شود پیش از ورود به بازار با این استراتژی، روش‌ها و ترفند‌های خودتان را داشته باشید و آن‌ها را آزمایش کنید.

همان‌طور که گفته شد، اسکالپرها از تایم‌فریم‌هایی با مقیاس‌های کوچک استفاده می‌کنند. به این تایم‌فریم‌ها اصطلاحا intraday گفته می‌شود که می‌توانند نمودارهای یک‌ساعته، ۱۵دقیقه‌ای، ۵ دقیقه‌ای یا حتی یک دقیقه‌ای باشند. بعضی از معامله‌گران اسکالپ حتی ممکن است با نمودارهایی با مقیاس زمانی کمتر از یک دقیقه کار کنند.

نمودارهایی با مقیاس زمانی زیر یک دقیقه، حوزه تجارت ربات‌هاست؛ چراکه توانایی انسان برای تحلیل اطلاعات در این بازه‌های زمانی بسیار کمتر از ماشین‌ها و کامپیوتر‌ها است. بسیاری از انسان‌ها نمی‌توانند در نمودارهایی با مقیاس ۱۵ ثانیه عملکرد خوبی داشته باشند.

اما مسئله دیگری وجود دارد که باید آن را در نظر گرفت. به طور کلی سیگنال‌های تایم‌فریم‌های بلندمدت قابل اتکا‌تر از مدل کوتاه‌مدت آن است. به همین خاطر معامله‌گران اسکالپ نیز ابتدا به تایم‌فریم‌های بلندمدت نگاه می‌کنند و پس از آن با تمرکز بر یک مقطع بسیار کوتاه، استراتژی معامله خود را مشخص می‌کنند. این نشان می‌دهد که داشتن یک منظر کلی از روند طولانی‌مدت بازار می‌تواند مفید واقع شود، حتی اگر هدف انجام یک معامله کوتاه‌مدت باشد.

به هر حال، استراتژی‌های معامله و سرمایه‌گذاری می‌تواند برای معامله‌گران مختلف فرق کند. قانون ثابتی برای اسکالپینگ وجود ندارد اما این اطلاعات می‌تواند راهنمایی برای تنظیم روش شخصی خودتان باشد.

بهترین استراتژی‌ اسکالپینگ چیست؟

بهترین استراتژی‌ اسکالپینگ چیست؟

می‌توانیم معامله‌گران اسکالپ را به دو دسته تقسیم کنیم: معامله‌گران شهودی (discretionary traders) و معامله‌گران ساختارمند (systematic traders).

معامله‌گران شهودی در یک لحظه برای ورود به معامله تصمیم‌گیری می‌کنند. آن‌ها همین‌طور که بازار روند خودش را طی می‌کند، در یک نقطه به بازار ورود کرده و معامله‌ای را باز می‌کنند. این معامله‌گران معمولا قواعدی برای ورود به معامله یا خروج از آن دارند، اما ممکن است بدون هیچ قاعده‌ی‌ از پیش تعیین‌شده‌ای هم این کار را انجام دهند. در واقع تصمیم آن‌ها بر اساس شرایط همان لحظه بازار رقم می‌خورد. به عبارتی معامله‌گران شهودی ممکن است فاکتور‌های زیادی را درنظر بگیرند اما تصمیم‌گیری آن‌ها از قانون ثابتی پیروی نکند و بیشتر بر مبنای شهود و تجربه واقع باشد.

اما معامله‌گران ساختارمند روش دیگری برای انجام معامله دارند. آن‌ها یک ساختار دقیق و از پیش تعیین‌شده برای ورود به معامله و خروج از آن دارند. اگر شرایط اصلی و ساختارمندی که این معامله‌گران از آن پیروی می‌کنند فراهم باشد به معامله ورود می‌کنند یا از آن خارج می‌شوند. معامله ساختارمند نسبت به معامله شهودی به اطلاعات بیشتری نیاز دارد. معامله‌گران ساختارمند خیلی کمتر به شهود خود تکیه می‌کنند و بیشتر بر اساس اطلاعات و روند‌های مشخص عمل می‌کنند.

در واقع این دسته‌بندی به سایر معامله‌گران با استراتژی‌های دیگر نیز قابل تعمیم است. اما تفاوت این دو رویکرد زمانی بیشتر استراتژی معامله چیست؟ آشکار می‌شود که وارد استراتژی‌های کوتاه‌مدت شویم. اما از این گذشته، روش شهودی نمی‌تواند در مقیاس‌های بزرگ زمانی همواره مفید واقع شود.

بعضی از معامله‌گران اسکالپ از یک نوع استراتژی استفاده می‌کنند که اصطلاحا معامله در محدوده یا range trading نام دارد. آن‌ها منتظر می‌شوند تا یک محدوده قیمتی شکل گیرد و در آن به معامله بپردازند. ایده اصلی استراتژی محدوده قیمتی این است که تا زمانی که محدوده نشکسته یا قیمت از محدوده خارج نشده، حد کف قیمت به عنوان سطح حمایت و حد بالای قیمت به عنوان سطح مقاومت عمل می‌کند. البته این سطوح چیزی را تضمین نمی‌کند و احتمال شکستن آن همواره وجود دارد، اما می‌تواند یک سیستم موفق برای تعیین حدود معامله در استراتژی اسکالپینگ محسوب شود. با این‌حال معامله‌گران حرفه‌ای مراقب خروج قیمت از محدوده هستند و نقاط حد ضرر خود را با توجه به سطوح حمایت و مقاومت تعیین می‌کنند.

یکی دیگر از ترفندهای اسکالپینگ استفاده از اختلاف میان قیمت خرید و قیمت فروش است. اگر اختلاف قابل‌توجهی میان بالاترین قیمت خرید و پایین‌ترین قیمت فروش به‌وجود آید، معامله‌گران اسکالپ می‌توانند از آن استفاده کرده و سود کسب کنند. باتوجه به آنچه گفته شد، این استراتژی بیشتر برای الگوریتم‌ها و ربات‌ها مناسب است؛ چراکه انسان توانایی کمتری نسبت به ماشین‌ها در یافتن چنین موقعیت‌هایی دارد. درنتیجه این حوزه با معامله‌‌گران کامپیوتری اشباع شده است و اگر کسی بخواهد به آن ورود کند باید با سرعت و توانایی پردازش کامپیوترها رقابت کند.

معمولا در معاملات اسکالپ از اهرم (leverage) استفاده می‌شود. باتوجه به این‌که سود معامله و تغییر قیمت در این نوع از معاملات بسیار کوچک است، معامله‌گران با استفاده از اهرم، حجم سرمایه خود را به شکل اعتباری افزایش می‌دهند تا سود حاصله نیز به همین میزان افزایش یابد. به همین خاطر است که اسکالپرها اکثرا از پلتفرم‌های معاملاتی margin، قرارداد‌های آتی (future contracts) یا دیگر اشکال سرمایه‌گذاری که دارای اهرم هستند استفاده می‌کنند.

استراتژی اسکالپینگ مناسب چه افرادی است؟

اگر می‌خواهید بدانید که آیا استراتژی اسکالپینگ برای شما مناسب است یا خیر باید بگوییم این موضوع کاملا به خود شما وابسته است. باتوجه به این‌که کدام روش برای شخص شما بهتر عمل می‌کند می‌توان راجع به اسکالپینگ نیز تصمیم گرفت. بسیاری از معامله‌گران دوست ندارند وقتی خواب هستند معامله‌ای باز باشد، بنابراین استراتژی‌های کوتاه‌مدت را انتخاب می‌کنند. شاید بتوان گفت معامله‌گرانِ روزانه و دیگر معامله‌گرانی که از استراتژی‌های کوتاه‌مدت استفاده می‌کنند، در این دسته قرار می‌گیرند.

از طرف دیگر معامله‌گران بلندمدت دوست دارند مدت زیادی برای ورود به یک معامله و تعیین حدود آن تحقیق کنند و شاید چندین ماه به معامله‌ای ورود نکنند. آن‌ها صرفا نقطه ورود و خروج از معامله را تعیین می‌کنند و بعد از آن به تماشای روند بازار می‌نشینند.

بنابراین اگر می‌خواهید راجع به استراتژی اسکالپینگ و استفاده از آن تصمیم بگیرید ابتدا باید مشخص کنید که کدام‌یک از رویکرد‌ها درمورد شما بهتر عمل می‌کند. به‌هرحال شما نیاز به انتخاب روشی دارید که با شخصیت و قدرت ریسک شما متناسب باشد و بتوانید به شکل ادامه‌دار از آن کسب سود کنید. طبیعتا می‌توانید چندین روش را آزمایش کنید و ببینید کدام روش برای شما موفق‌تر عمل می‌کند.

جمع‌بندی

اسکالپینگ یک استراتژی معمول برای معاملات کوتاه‌مدت است که در آن هدف، کسب سود از تغییرات جزئی قیمت است. این روش نوعی تکنیک معامله است که نیازمند تسط به قواعد خاص خود، دانش شناخت بازار و توانایی تصمیم‌گیری سریع دارد. آیا اسکالپینگ یک استراتژی مناسب برای شماست؟ اگر مبتدی هستید لازم است که مدتی از استراتژی‌های بلندمدت استفاده کنید، اما اگر تجربه بیشتری دارید، معامله به روش اسکالپینگ می‌تواند برای‌تان مناسب باشد. اما مستقل از این‌که شما در چه سطحی هستید و در بازار‌های مالی چگونه عمل می‌کنید، باید همواره مدیریت ریسک را درنظر بگیرید و حد ضرر و حجم معامله را به ‌دقت تعیین کنید.

این مقاله صرفاً برای آموزش اسکالپینگ نوشته شده است و به‌منزلهٔ توصیهٔ سرمایه‌گذاری یا معامله نیست!

اسکالپ تریدینگ ScalpTrading چیست؟ و روش استفاده‌ از انواع آن

اسکالپ تریدینگ ScalpTrading چیست؟ و روش استفاده‌ از انواع آن

اگر به عنوان یکی از کاربران و معامله گران جدید کریپتو از سبک های معاملاتی اطلاع ندارید و قصد معامله دارید، لازم است که قبل از شروع حرکت در بازار سهام، یک سبک معاملاتی انتخاب کنید تا در آینده با ضررهای مالی مواجه نشوید. سبک معاملاتی انتخابی شما به هدف مالی، تحمل ریسک، زمانی که می توانید برای دنبال کردن بازار سرمایه گذاری کنید و چندین عامل مشابه دیگر بستگی دارد. بنابراین، برای انتخابی آگاهانه باید در مورد تکنیک های مختلف سرمایه گذاری اطلاعات کافی را کسب کنید. در ادامه این مقاله به آموزش اسکالپ تریدینگ و استراتژی های آن پرداخته ایم.

اسکالپ تریدینگ چیست؟

اسکالپینگ یا اسکالپ تریدینگ (scalp trading) یک استراتژی معاملاتی است که برای سود بردن از تغییرات جزئی قیمت، طراحی شده است. معامله ‌گرانی که این استراتژی را اجرا می‌ کنند بین ده تا چند صد معامله را در یک روز انجام می ‌دهند، با این باور که حرکت ‌های کوچک در قیمت راحت‌ تر از حرکات بزرگ به دست می‌ آیند. آن ها به عنوان اسکالپر شناخته می شوند. اسکالپینگ برای اجرا به تحلیل تکنیکال مانند نمودارهای کندل استیک و MACD متکی است. سود ناچیز به دست آمده با این تکنیک می تواند چندین برابر شود، مشروط بر اینکه معامله گر به طور مداوم از یک استراتژی خروج استفاده کند تا ضرر ها را کاهش دهد و سود کسب کند. هدف اصلی اسکالپینگ، معامله رمز ارزها به قیمت پیشنهادی یا درخواستی و سپس فروش سریع آن ها چند سنت بالاتر یا پایین تر، برای کسب سود است. زمان نگهداری در اسکالپ تریدینگ می تواند از چند ثانیه تا چند دقیقه و در برخی موارد تا چند ساعت متغیر باشد. در واقع اسکالپینگ یکی از استراتژی های معامله در بازار ارز دیجیتال است که به ترید پر سرعت معروف می باشد. اسکالپینگ به معامله گرانی نیاز دارد که یک استراتژی خروج دقیق داشته باشند زیرا یک ضرر بزرگ می تواند بسیاری از دستاورد های ناچیز را که معامله گر بدست آورده از بین ببرد. بنابراین، برای موفقیت در این استراتژی، داشتن ابزارهای مناسب و فراگیری آموزش های این مقاله از محسوب می شود.

روش اسکالپرها

همانطور که می دانید، اسکالپ تریدینگ یک سبک معاملاتی است که برای کسب درآمد از تغییرات جزئی قیمت به کار می ‌رود تا سودی به همراه داشته باشد. اسکالپرها به طور مکرر و پشت سر هم ترید می کنند. یک معامله گر اسکالپ باید یک سیاست خروج دقیق داشته باشد، زیرا یک ضرر بزرگ می تواند تمام سودهای کوچکی را که در معاملات دیگر به دست آورده است از بین ببرد. بنابراین اسکالپ تریدینگ نیاز به نظم، قاطعیت و استقامت دارد. اسکالپرها از هیجانی که این سبک معاملاتی ارائه می دهد لذت می برند اما برای انجام معاملات موفق و تکنیک های مختلف، نیاز به تجربه در شناسایی فرصت های سود آور در بازار دارند. آن ها باید در کار خود نظم داشته باشند و به اصول معاملاتی خود کاملاً پایبند باشند و تصمیماتشان را با قطعیت بگیرند. از سوی دیگر اسکالپرها باید بسیار منعطف باشند، زیرا شرایط بازار بسیار حساس است و نوسان دارد. اسکالپرها به دنبال سود بردن از حرکات کوچک بازار هستند و از فعالیت ثابت بازار بهره می برند.

مزایا و معایب اسکالپ تریدینگ

اسکالپرها می توانند تغییرات کوچکی را در قیمت ارزهای دیجیتال اعمال کنند که ممکن است لزوماً منعکس کننده روند کلی قیمت در روز نباشند. آن ها نیازی به پیروی از اصول اولیه ندارند، زیرا نقش مهمی در مواجه با یک استراتژی معامله چیست؟ بازه زمانی بسیار کوتاه ایفا نمی کنند. یکی دیگر از مزیت های اصلی اسکالپ تریدینگ این است که ریسک بازار در آن بسیار کمتر از سایر روش های معاملاتی است. در واقع اسکالپ تریدینگ به این دلیل طراحی شده است تا با ایجاد نقاط اهرمی و توقف ضرر، ضررهای وارده به رمز ارز ها را محدود کند. اسکالپ تریدینگ همچنین یک استراتژی غیر جهت دار است، بنابراین بازارها برای استفاده از آن نیازی به حرکت در جهت خاصی ندارند. با این حال، استفاده از اسکالپ تریدینگ به عنوان یک استراتژی معاملاتی دارای اشکالاتی نیز می باشد. اول و مهمتر از همه، اسکالپینگ در مقایسه با استراتژی های دیگر شامل حداکثر تعداد معاملات است، باز کردن تعداد زیادی از معاملات با هزینه های تراکنش بالاتری همراه است زیرا در هر معامله پورسانت می پردازید. در اسکالپ تریدینگ، باید از مقادیر بالای معاملات برای ایجاد سود کافی استفاده کنید. برخی از اسکالپرها روزانه ده ها یا صدها معامله در زمینه رمز ارزها از جمله خرید بیت کوین و یا سایر توکن ها انجام می دهند که این استراتژی می تواند بسیار وقت گیر باشد و به تمرکز زیادی نیاز دارد.
مزایای اسکالپ تریدینگ
• در صورت اجرای دقیق و با یک استراتژی خروج می تواند بسیار سود آور باشد.
• فرصت های زیادی برای استفاده از تغییرات کوچک در قیمت وجود دارد.
• در اجرای اسکالپ تریدینگ لازم نیست اصول اولیه را رعایت کنید.
• در اسکالپ تریدینگ ریسک بازار بسیار کم است.
• اسکالپ تریدینگ یک استراتژی غیر جهت دار است که اگر بازار در حال صعود یا نزول باشد، قابل استفاده است.
معایب اسکالپ تریدینگ
• اسکالپ تریدینگ هزینه تراکنش بالایی دارد.
• برای کسب سود به اهرم بیشتری نیاز دارد.
• می تواند یک استراتژی وقت گیر باشد که نیاز به تمرکز بالایی دارد.

آموزش استفاده از روش اسکالپینگ

اسکالپ تریدینگ و روش های استفاده از آن

همانطور که در ابتدای مقاله ذکر شد، برای یک معامله اسکالپینگ موفق نیاز به تعیین یک استراتژی دقیق و کاربردی است. در این قسمت سه استراتژی محبوب اسکالپینگ ترید را نام برده و توضیح داده ایم:
- اسکالپینگ با استراتژی پرایس اکشن
- اسکالپینگ با استراتژی AMP
- اسکالپینگ با استراتژی اندیکاتوری

برای هر نوع تریدی نیاز به اندیکاتور ها و چارت های قیمتی است که به واسطه آن ها بتوانیم روند بازار را برسی کرده و ترید خود را نسبت به آن تعیین کنیم تا دچار ضرر و زیان نشویم. اما یکی از بهترین ابزار های ترید اندیکاتور ها و کندل ها می باشند، به همین دلیل آموزش تحلیل کندل ها از لزوماتی است که حتما باید اجرا شود تا بتوانید ترید خود را آغاز کنید.
اسکالپینگ با استراتژی پرایس اکشن
کسانی که با استراتژی پرایس اکشن آشنایی دارند، می دانند که یکی از بهترین روش های ترید می باشد که در معاملات کوتاه مدت نیز بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. این استراتژی هم به صورت پرایس اکشن انجام می شود و هم در دو تایم فریم قابل انجام شدن است. برای ترید با این استراتژی، ابتدا باید یک بازه زمانی یک ساعته باز کرده و معتبر ترین خطوط روند را بیابید، سپس وارد تایم فریم 5 دقیقه ای شده و ساختار های صعودی و نزولی را شناسایی کنید. توجه داشته باشید هنگام روند صعودی، کف و سقف های بالاتری ساخته می شود و در هنگام روند نزولی کف و سقف های پایین تری ایجاد می شود. پس از انجام این کار ها، باید منتظر بمانید تا قیمت رمز ارز مورد نظر از سقف ها و کف ها عبور کند. برای مثال اگر بخواهید با استراتژی پرایس اکشن برای بیت کوین یک معامله اسکالپینگ تعیین کنید، پس از انجام مراحل اگر روند قیمت بیت کوین صعودی بود باید منتظر بمانیم تا از سقف قیمت عبور کند، و اما اگر ساختار قیمت نزولی بود باید قیمت از سقف خود گذر کند. سپس می توانید به راحتی پوزیشین مورد نظر خود را تعیین کنید.
نکته: فراموش نکنید از ابزار استاپ لاس استفاده کنید تا حد سود و حد ضرر خود را مشخص کنید.
اسکالپینگ با استراتژی AMP
در این استراتژی از اندیکاتور ها استفاده می شود که سه اندیکاتور محبوب برای این روش به ترتیب: MACD200، EMA و Parabolic می باشند. در این روش بر خلاف پرایس اکشن که که حرکت قیمت یک رمز ارز توسط اندیکاتور ها تعیین می شد، از ابزار SAR استفاده می شود. به همین دلیل بررسی SAR در این روش از مهم ترین اقدامات اولیه به شمار می رود. اما نحوه کار به این صورت است که اگر قیمت بالای SAR قرار بگیرد، روند رمز ارز مورد نظر صعودی است، اگر قیمت زیر SAR باشد روند نزولی است. به همین راحتی می توانید روند هر رمز ارز را برسی کنید. پس از آن باید دقت داشته باشید برای ورود به بازار و تعیین پوزیشین BUY، قیمت حتما باید بالای مویینگ 200 دوره ای باشد. اما برای ورود به بازار و تعیین پوزیشین SELL دقیقا برعکس این ماجرا صدق می کند.
نکته: در استراتژی AMP، بازه زمانی معاملات بر روی 5 دقیقه تعیین می شود.
اسکالپینگ با استراتژی اندیکاتوری
در این نوع معاملات از پترن Inside Bar Patern، استفاده می شود که از دو بخش اصلی تشکیل می شود:
- کندل اصلی یا مادر
- کندل کناری یا کودک
برای معامله با اندیکاتور، کافی است یک تایم فریم 1 ساعته باز کرده و یک الگوی Inside Bar در آن پیدا کنیم. سپس ابتدا و انتهای Inside Bar را به یکدیگر متصل نموده و سریعا وارد تایم فریم 5 دقیقه ای می شویم، حالا باید منتظر بمانید تا الگوی مثلث شکل بگیرد و با خروج قیمت از هر طرف مثلث پوزیشین sell و long بگیرید.

اسکالپ تریدینگ چگونه کار می کند؟

در آموزش اسکالپ تریدینگ باید با نحوه کارکرد آن نیز آشنا شوید. اسکالپ تریدینگ یک سبک معاملاتی منحصر به فرد است که بر سود بردن از تغییرات نسبتاً کوچک قیمت تمرکز دارد و هم زمان سودهای سریعی را از فروش مجدد کسب می کند. از نظر معاملات روزانه، اسکالپ تریدینگ به شکلی از استراتژی اشاره دارد که برای اولویت دادن به دست یابی به واحدهای بالا از سودهای کوچک استفاده می کند. اسکالپ تریدینگ شامل تصمیم گیری یک معامله گر برای یک استراتژی خروج دقیق است و این کار به این دلیل است که یک ضرر بزرگ می تواند چندین سود کوچک را که معامله گر برای دستیابی به آنها تلاش کرده است محدود کند و حتی حذف کند. اسکالپرها پیشنهاد می‌کنند که انجام معاملات کوچک بسیار آسان‌ تر است و از دیدگاه نوسانات بازار، ریسک‌ های کمتری دارد. آنها به راحتی می توانند قبل از اینکه فرصت ها را از دست بدهند، به سودهای کوچک برسند. علاوه بر این، اسکالپرها معتقدند که ایجاد چندین فرصت سود در یک بازه زمانی کوچک بهتر از انتظار برای یک فرصت بزرگ است.

آنچه که باید قبل از انتخاب روش اسکالپ تریدینگ بدانید!
اسکالپ تریدینگ مستلزم داشتن نظم و انضباط کافی از سوی یک معامله گر است، اما به زمان کافی نیز نیاز دارد. در حالی که بازه‌ های زمانی طولانی ‌مدت و کوتاه مدت به معامله‌گران اجازه می ‌دهد تا از پلتفرم‌ های خود فاصله بگیرند ولی اسکالپینگ توجه کامل آن ها را می ‌طلبد. نقاط ورود احتمالی می توانند خیلی سریع ظاهر شوند و ناپدید شوند، بنابراین یک معامله گر، باید در پلتفرم معاملاتی خود حضور فعال داشته باشد. اسکالپ تریدینگ یک استراتژی دشوار برای یک اجرای موفقیت آمیز است. یکی از دلایل اصلی این است که این روش به معاملات زیادی در طول زمان نیاز دارد. این ایده که فقط برای مدت کوتاهی در بازار حضور داشته باشید، جذاب به نظر می رسد، اما احتمال اینکه با یک حرکت ناگهانی که به سرعت معکوس می شود، متضرر شوید زیاد است. پس بهتر است که قبل از انتخاب این روش برای معامله سهام و ارزهای دیجیتال و یا خرید ارزهای دیجیتال محبوب مانند خرید تتر و یا بیت کوین و اتریوم، با نحوه کار اسکالپ تریدینگ آشنا شده و زمان زیادی را برای این روش معاملاتی اختصاص دهید.

جمع بندی و نتیجه گیری
در این مقاله به آموزش اسکالپ تریدینگ پرداختیم و دانستیم که اسکالپ تریدینگ یک استراتژی معاملاتی است که برای سود بردن از تغییرات کوچک قیمت طراحی شده است. همه انواع معاملات در بازار سهام و ارزهای دیجیتال نیاز به نظم و انضباط دارند، اما از آنجایی که تعداد معاملات بسیار زیاد است، و سود حاصل از هر معامله بسیار کم است، یک اسکالپر باید به سیستم معاملاتی خود پایبند باشد و از یک ضرر بزرگ که می تواند ده ها معامله موفق را از بین ببرد اجتناب کند. اسکالپینگ یا اسکالپ تریدینگ را می توان، به عنوان یک سبک معاملاتی اولیه یا یک سبک مکمل اتخاذ کرد. یک اسکالپر از جدول زمانی کوتاه یا نمودارهای یک دقیقه ای برای برنامه ریزی معاملات استفاده می کند که این کار نیاز به نظم و سرعت برای اجرای معاملات اسکالپ دارد. اگر شما به عنوان یک معامله گر ترجیح می دهید وقت خود را صرف پیدا کردن دارایی مناسب کنید و با گذشت زمان تصمیم خود را بگیرید، اسکالپینگ روش مناسبی برای شما نیست، اما اگر خلاف این باشد و خواهان سرعت و سود آوری فوری هستید، اسکالپینگ یا اسکالپ تریدینگ بهترین روش معاملاتی ممکن، برای انتخاب شما است. در این مقاله از وب سایت تتر ایران تلاش کردیم به زبان ساده معامله اسکالپینگ به همراه استراتژی های کاربردیش را برای شما عزیزان آموزش دهیم تا معاملات روزانه خود را به موفقیت آمیز ترین شکل ممکن انجام دهید.

استراتژی معامله با کانال

استراتژی معامله با کانال در تحلیل تکنیکال

تکنیکالیست ها در بازارهای مالی از روش‌های مختلفی برای تحلیل بازار استفاده می ‌کنند. یکی از این روش ها استفاده از استراتژی کانال برای سیگنال گرفتن است.

با استفاده از آن شما می توانید به عنوان یک تریدر، ورود و خروج های به موقعی را از بازار مالی مورد نظرتان انجام دهید.

لذا در این مقاله توضیحات تکمیلی در مورد استراتژی معامله با کانال بیان می شود. پس با آن همراه باشید.

فهرست محتوای مقاله

  • استراتژی چیست؟
  • چگونگی ساخت استراتژی
  • کانال و انواع آندر تحلیل تکنیکال
  • استراتژی معامله با کانال در تحلیل تکنیکال
  • جمع بندی استراتژی معامله با کانال در تحلیل تکنیکال

استراتژی چیست؟

هر سازمانی برای موفقیت لازم است از روش های مؤثر و تصمیم های درست استفاده کند. در واقع لازم است هر سازمانی با برنامه ی مشخصی پیش برود برای این که اهدافش را تحقق بخشد.

استراتژی چیست؟

ا

این موضوع را استراتژی گویند. شما هم به عنوان یک معامله‌ گر بازار های مالی، لازم است استراتژی خاص خود را داشته باشید.

چگونگی ساخت استراتژی

دقت داشته باشید شما باید استراتژی به خصوص خود را داشته باشید تا در کسب و کارتان به موفقیت برسید.

به دلیل این که هرکس رفتارها، تمایلات و میزان ریسک پذیری اش با فرد دیگری متفاوت است؛ پس مسلما هر کسی باید متناسب با این موارد استراتژی خود را در پیش گیرد.

مثلا کسانی که ریسک پذیرترند، دید کوتاه مدتی دارند، از مدیریت هیجانی و هوش بالایی برخوردارند، نوسان گیری در بازار بورس ایران را انتخاب می کنند.

یا این افراد با چنین خصوصیاتی در بازار فارکس، معامله ی جفت ارزها به روش اسکالپ را انتخاب می کنند.

معامله ی جفت ارزها در بازار فارکس

اما استراتژی این افراد برای اشخاصی که ویژگی هایی همچون مدیریت مالی، هیجانی و هوش مالی بالایی را دارا نیستند، مناسب نیست.

زیرا نه تنها این استراتژی، منفعتی برایشان ندارد بلکه ضررهای سنگینی را نیز ممکن است به آن ها وارد ‌کند.

بنابراین کسانی که کم تر ریسک پذیرند، مدیریت مالی شان ضعیف است، مدیریت هیجانی و هوش بالایی ندارند، بهتر است سبک معاملاتی دیگری را انتخاب نمایند.

مثلا این افراد بهتر است دید بلند مدت را مد نظرشان قرار دهند، سهم های بنیادین را شناسایی کنند و از نوسان گیری بازار در کوتاه مدت، خودداری نمایند.

اما برای این که استراتژی خود را بسازید لازم است موارد زیر را مورد بررسی قرار دهید:

  • شرایط اقتصادی کشورتان نظیر میزان تورم، وضعیت اشتغال، کالاهای مورد نیاز مردم و … .
  • شرایط سیاسی همچون قراردادهای کشور ایران با کشورهای خارجه، تحریم ‌ها، انتخابات ایران و حتی برخی کشورها نظیر انتخاباتآمریکا.
  • نمودارهای قیمتی آن هم بر اساس تحلیل های تکنیکال و بنیادین؛ یعنی استفاده از اندیکاتورها و صورت حساب های مالی جهت پیش بینی نمودارهای قیمتی.

کانال و انواع آن در تحلیل تکنیکال

آن ابزاری است که به شما کمک می کند تا حرکت قیمت سهم های مورد نظرتان را در یک محدوده ی مشخص بررسی کنید.

کانال و انواع آن در تحلیل تکنیکال

برای کشیدن آن به سه نقطه نیاز دارید. نقطه ی اول در واقع پایین ‌ترین کف قیمتی و نقطه ی دوم همان کفی است که باعث می ‌شود خط روند حمایتی شما با آن شکل گیرد.

نقطه ی سوم هم باید بلندترین قله در نظر گرفته شود؛ یعنی دیگر سقفی بالاتر از آن وجود نداشته باشد.

در نرم ‌افزارهای مختلف برای ترسیم آن، ابزارهای مختلفی موجود هستند به عنوان نمونه در مفید تریدر، ابزارهایی به اسم کانال هم فاصله و کانال فیبوناچی وجود دارد.

شما باید با این ابزار سه نقطه (که توضیحات لازم در مرود آن داده شد) را در ابتدا روی چارت سهام پیدا کنید تا در نهایت کانال را رسم نمایید.

دقت داشته باشید برای ترسیم این سه نقطه، لازم است که مقداری به گذشته ی سهم برگردید.

در حقیقت می ‌توان گفت که شما باید برای رسم کانال در این جا خط روندهای نزولی یا صعودی را بکشید.

خط روندهایی که همان سطوح حمایت و مقاومتی هستند و در این جا به عنوان دیواره های کانال نیز شناخته می شوند.

خط روندهایی که همان سطوح حمایت و مقاومتی هستند همان دیواره کانال محسوب می شوند .

سه نوع کانال نزولی، صعودی و خنثی برای پیش بینی آینده ی بازارهای مالی وجود دارد.

شکل نزولی زمانی است که شیب آن به طرف پایین باشد. نوع صعودی وقتی شکل می گیرد که شیب آن به طرف بالا باشد.

خنثی هم زمانی است که شیبی اصلا به طرف بالا یا پایین وجود نداشته باشد. در واقع قیمت در این حالت به صورت افقی پیش می رود.

استراتژی معامله با کانال در تحلیل تکنیکال

قیمت در این جا بین دو خط که نقش کف و سقف کانال را دارند نوسان پیدا می‌ کند. اگر سقف آن، در میان مدت شکسته شود زمان خرید است.

دقت داشته باشید که نمودار قیمتی در این جا بین دو خط حمایت و مقاومتی به صورت موازی با هم کشیده شده اند و حرکت می کنند.

هرچه هم که برخورد نمودار قیمتی با سطوح حمایت و مقاومتی یا به اصطلاح دیواره های کانال، زیادتر باشد اعتبار سیگنال آن بیش تر است و بالعکس.

استراتژی معامله با کانال در تحلیل تکنیکال

مثلا اگر سهم در کف کانال صعودی برخورد و شروع به زندن کندل کند و نتواند خط حمایتی را بشکند، بهترین موقعیت برای خرید است.

در شکل صعودی این ابزار، اگر نمودار قیمتی به سقف رسید و سطح مقاومتی را رد کرد و پولبک زد می ‌تواند نشانه ی مثبت بودن روند باشد. شما در این جا می توانید برای خرید اقدام کنید.

هم چنین در این جا، شما می توانید سیگنال صعودی را از داخل یک کانال نزولی دریافت نمایید.

آن زمانی است که سقف کانال، شکسته و پولبک زده شود و بعد از اصلاحی جزئی، قیمت دوباره به طرف بالا حرکت کند.

درست است نوع صعودی آن که نشانه ی مثبت بودن و رشد بازار است، سودده می باشد ولی باید به موقع آماده باشید تا از موج صعودی خارج شوید.

دقت داشته باشید شکل نزولی آن هم برای شما می تواند اطلاعات مفیدی داشته باشد.

در حقیقت با مشاهده ی نوع نزولی آن، این امکان برای شما فراهم می شود که جلوی ضررهای سنگینتان را بگیرید و به موقع از بازار خارج شوید.

البته کانال نزولی در بازار بورس ایران که یک طرفه است، کاربرد چندانی ندارد ولی در بازار دو طرفه ی فارکس شما می توانید با مشاهده شکل نزولی هم از افت قیمت یک نماد، سود بگیرید.

استراتژی معامله با کانال در تحلیل تکنیکال

جمع بندی استراتژی معامله با کانال در تحلیل تکنیکال

دانستید کانال یکی از ابزارهای بسیار ساده و کاربردی ای است که شما می توانید با کمک آن آینده ی قیمت سهمتان را پیش بینی نمایید.

آن انواع مختلفی نظیر نزولی، صعودی و خنثی دارد که برای تأیید سیگنال هایش بهتر است از ابزارهای دیگری هم استفاده کنید.

به عنوان مثال هنگامی که قیمت به سقف یا کف در شکل های نزولی، صعودی و یا خنثی برخورد می کند، می توانید از اندیکاتورها برای تأیید آن سیگنال ها استفاده نمایید.

برای این که مطمئن باشید خرید و فروش موفقی در پیش خواهید داشت حتما از اندیکاتورهای ولوم، مکدی و آر اس آی در کنار کانال استفاده کنید.

اندیکاتور ولوم برای شناسایی میزان حجم معاملات و تشخیص قدرت خریداران و فروشندگان بسیار مناسب است.

 استراتژی معامله با کانال در تحلیل تکنیکال

شما با استفاده از آن متوجه می شوید که سقف و کف کانال شکسته خواهند شد یا نه و زودتر برای خرید یا فروش اقدام کنید. پس از این طریق میزان سود شما افزایش و ضررهایتان کاهش می یابد.

یا می توانید از واگرایی های مکدی و آر اس آی استفاده کنید و مطمئن شوید که سیگنال های دریافتی شما از طریق کانال صحیح است یا خیر.

اگر واگرایی مثبت را در این اندیکاتورها ببینید هشداری برای مثبت شدن بازار است. زمانی هم که واگرایی منفی در اندیکاتورهای فوق را مشاهده کنید بیانگر منفی شدن روند بازار است.

فراموش نکنید این استراتژی خاص خودتان است که در نهایت تعیین می کند شما از چه ابزاری جهت پیش بینی قیمت و تصمیم برای خرید، نگه داشتن یا فروش سهامتان استفاده کنید.

اگر مطمئن نیستید استراتژی شما چگونه است و آیا جواب می دهد یا نه، بهتر است قبل از آزمون و خطا از مشاوران مالی شرکت آکادمی طهرانی مشورت بگیرید. مشورت گرفتن سبب می شود خیلی سریع تر به سودآوری برسید.

سه روش برای مدیریت سرمایه در معاملات کریپتو

معامله رمزارزها اگر به درستی انجام شود، می‌تواند تجارتی پرسود باشد. در عین حال، اگر روش انجام معامله درست نباشد، می‌تواند ضررهای غیر قابل تصوری را به معامله‌گر تحمیل کند. ضررهایی که گاهی جبران آن‌ها محال است. لذا، عادات معاملاتی خوبی وجود دارند که هر معامله‌گری باید با قلب و ذهن خود آن‌ها را تمرین کرده و آن‌ها را به سنت معاملاتی خود بدل کند.

یکی از این عادت‌ها، داشتن برنامه مدیریت سرمایه در معاملات کریپتو است. سرمایه‌های رمزارزی یا کریپتو درست مانند سایر انواع سرمایه، بسیار ارزشمند هستند و باید با به کارگیری یک استراتژی مدیریت سرمایه مؤثر، از آن‌‌ها محافظت نمود.

مدیریت سرمایه در معاملات رمزارز به چه معناست؟

مدیریت سرمایه، عبارت از یک استراتژی مالیست که نحوه سرمایه‌گذاری روی دارایی‌های رمزارزی مختلف را مشخص می‌کند. معامله‌گری، قمار نیست. در قمار به بازنده‌ها توصیه می‌شود برای بازپس گیری چیزهای ازدست رفته، باز هم بیشتر هزینه کنند؛ ولی در معاملات کریپتوکارنسی، عکس اين توصیه ارائه می‌شود.

مدیریت سرمایه، زمان ورود معامله‌گر به معامله، مقدار حجم خرید و نقطه خروج او از معامله را مشخص می‌کند. بعد از آن معامله‌گر می‌تواند از زمان استراحت خود پس از یک معامله سودآور لذت ببرد. با مدیریت سرمایه می‌توانید در میان فشار و تلاطم‌ بازارهای مالی، به نرمی پیش بروید.

در یک کلام، مدیریت سرمایه به شما صبر و بردباری می‌آموزد.

در نهایت، مدیریت سرمایه، میزان ریسکی که باید برای انجام یک معامله به خصوص پذیرفته شود و میزان ضرر مربوطه را مشخص می‌کند. در ادامه، می‌خواهیم یک روش سه مرحله‌ای را برای مدیریت سرمایه در معاملات کریپتو ارائه دهیم.

معامله در همه جا

دانش و فناوری بامداد ارائه می‌دهد: بوتکمپ معامله‌گری در بازار رمزارزها

1- تعیین میزان ریسک‌پذیری

ریسک‌پذیری، میزان سرمایه‌ایست که آمادگی دارید آن را از دست بدهید ولی معاملات آینده شما تحت تأثیر آن قرار نگیرد. به عنوان یک معامله‌گر، لازم است فقط آن بخش از پول خود را در معرض خطر قرار دهید که آمادگی از دست دادن آن را دارید. اگر پول زیادی را در معرض خطر قرار دهید، یک معامله اشتباه می‌تواند ضرری غیر قابل جبران را به سرمایه شما وارد کند.

در حوزه علم اقتصاد، ریسک‌پذیری به این صورت توصیف می‌شود: میزان تغییر پذیری در بازده یک سرمایه‌گذاری که سرمایه‌گذار، آمادگی تحمل آن را دارد.

عوامل مختلفی بر ریسک‌پذیری تأثیرگذار هستند.

هنگام تعیین ریسک‌پذیری خود باید به این عوامل توجه کنید:

  • افق زمانی: سرمایه‌گذاری می‌تواند کوتاه‌مدت یا بلندمدت باشد. به یاد داشته باشید که سرمایه‌گذاری کوتاه مدت در مقایسه با سرمایه‌گذاری بلندمدت، قابلیت تحمل ریسک بیشتری دارد.
  • ظرفیت درآمدهای آتی: این عامل، نحوه تأثیرگذاری معامله روی ظرفیت‌های مالی آینده شما را مشخص می‌کند.
  • حضور سایر دارایی‌های حمایتی. این عامل، مواردی چون املاک، حقوق بازنشستگی، ارث و تأمین اجتماعی را شامل می‌شود. هرچه دارایی‌های حمایتی شما بیشتر باشد، سطح ریسک‌پذیری شما نیز بالاتر می‌رود.

ریسک‌پذیری را می‌توان بر اساس سطوح مختلف ریسک، طبقه‌بندی نمود. به طور کلی سه سطح ریسک‌پذیری وجود دارد.

ریسک‌پذیری تهاجمی

متخصصین و حرفه‌ای‌های معامله‌گری، تحمل ریسک تهاجمی را دارند. معامله‌گران منفرد و سازمانی که منابع و تجربه کافی برای تجزیه و تحلیل عمیق بازار را دارند می‌توانند در بازارهای تهاجمی و با ریسک بالا سرمایه‌گذاری کنند. این گروه از معامله‌گران را می‌توان در گروه معامله‌گران تهاجمی طبقه‌بندی نمود.

ریسک‌پذیری متوسط

این قبیل سرمایه‌گذارها از روش ریسک‌پذیری متعادل در برابر پاداش استفاده می‌کنند. آن‌ها در افق زمانی میان مدت، دارایی‌های رمزارزی بدون ریسک را معامله می‌کنند. این قبیل سرمایه‎گذاران برای شرکت‌هایی که سود سهام پرداخت می‌کنند، مناسبند.

ریسک‌پذیری محافظه‌کارانه

این گروه، عموماً تازه واردهای صنعت معامله‌گری هستند. آن‌ها ترجیح می‌دهند روی دارایی‌های تثبیت شده سرمایه‌گذاری کنند. عموماً این گروه، سرمایه‌گذاران بازنشسته یا جوانی هستند که دارایی حمایتی ناچیزی یا اندکی دارند.

2- به برنامه معاملاتی خود پایبند باشید

این استراتژی بسیار حائز اهمیت است. بسیاری از معامله‌گران تازه‌کار، وقتی با شرایط تهاجمی بازار مواجه می‌شوند، برنامه خود را به سطل زباله انداخته و چندین معامله را با ضرر به اتمام می‌رسانند. درد و رنجی که با معاملات اشتباه همراه است، آن‌ها را بر آن می‌دارد که با چند معامله انتقامی، در صدد بازپس‌گیری دارایی‌های از دست رفته خود برآیند و در اغلب اوقات، نتیجه این معاملات نیز، افزایش میزان ضرر است.

بنابراین، بسیار مهم است که به برنامه خود پایبند باشید. توصیه می‌کنیم استراتژی خود را روی کاغذ بنویسید و به آن پایبند بمانید. یادداشت‌هایی که روی کاغذ نوشته‌اید نباید تغییر کنند و باید به آن‌چه نوشته‌اید مانند یک آیین مذهبی پایبند باشید.

باید نقاط خروج را به وضوح در یادداشت‌های خود مشخص کنید. در مواردی که معاملات شما با ضرر همراه می‌شود، استاپ لاس (نقطه توقف ضرر) خود را برای بازپس گیری زیان متحمل شده، تغییر ندهید، مگر آن که استراتژی شما اجازه این کار را بدهد. به علاوه، باید تمام سطوحی را که می‌خواهید در آن‌ها وارد معامله شوید، مشخص کنید و حجم معامله را برای هر یک از آن‌ها تعیین نمایید.

مدیریت سرمایه برای تمام معامله‌گرها، سخت‌ترین قسمت معامله است. لحظه‌ای که همه چیز به رنگ قرمز در می‌آید، ترس به وجود شما هجوم می‌آورد و استراتژی معامله چیست؟ فشار ذهنی که تصور از دست رفتن سرمایه در شما ایجاد می‌کند، غیر قابل تحمل است و خیلی‌ها درنهایت، تسلیم این فشار می‌شوند. اگر در این استراتژی تبهر پیدا کنید و آن را با دو استراتژی دیگر ترکیب کنید، هیچ چیز نمی‌تواند راه موفقیت معاملات شما را سد کند.

برویم سراغ استراتژی سوم.

3- آستانه تحمل درد را مشخص کنید

بعد از این که سطوح ریسک خود را تعیین کردید و برای هر یک از معاملات خود، طرح مناسب تهیه کردید، آخرین چیز، تعیین آستانه تحمل درد شماست.

در یک روز بد بازار، سهم قابل ملاحظه‌ای از ضربات بازار نصیب شما می‌شود و این جا جاییست که آستانه تحمل درد شما مشخص می‌شود.

آستانه تحمل درد، جاییست که شما بعد از تحمل ضررهای پی در پی، معامله کردن را متوقف می‌کنید. جنگیدن با بازار، کار عاقلانه‌ای نیست و باعث می‌شود دوباره و دوباره ضرر کنید.

تمام معامله‌گرها روزهای بد را تجربه کرده‌اند و فرقی نمی‌کند شما معامله‌گری تازه کار باشید یا یک معامله‌گر سرد و گرم چشیده، زنجیره طولانی باخت‌ها و ردیف قرمز معاملات بسته شده، به هر حال روی اعصاب شما راه می‌رود.

اما این اتفاق چه طور رخ می‌دهد؟

به عنوان مثال، فرض کنید در روز اول شروع معامله، حسابی با سرمایه 10 هزار دلار در اختیار دارید. شما آستانه تحمل درد خود را به عنوان درصدی از حساب خود را درنظر گرفته و فرض می‌کنید اگر در پایان روز، آن را از دست بدهید، تحمل درد حاصله را دارید. مثلاً فرض کنید این مقدار، 10 درصد کل حسابتان است. در این صورت اگر بعد از مجموعه‌ای از معاملات بد، ده درصد از حساب خود (1000 دلار) را از دست بدهید، کامپیوتر خود را خاموش می‌کنید و تا روز کاری بعد، به سراغ سرگرمی‎های مورد علاقه خود می‌روید. حتی می‌توانید زمان استراحت خود را یک هفته درنظر بگیرید تا بتوانید استراتژی خود را بازبینی کرده و بهترین استراتژی مناسب برای خودتان را بازسازی کنید.

هرچه ریسک‌پذیری شما کوچک‌تر باشد، احتمال رسیدن به آستانه تحمل درد شما نیز کوچک‌تر خواهد شد. ولی باید انظباط لازم را در خودتان پرورش دهید و تا روز بعد، میز کامپیوتر خود را ترک کنید. به عبارت خیلی ساده، دقیقاً بدانید که چه وقت زمان استراحت شما فرارسیده.

چکیده مطالب

تهیه یک استراتژی مدیریت سرمایه در معاملات کریپتو کار بسیار ساده و آسانیست. .با این وجود، سخت‌ترین بخش کار، مقید ساختن خودتان به اجرای مداوم آن استراتژیست. اگر می‌خواهید شما هم وارد استخر معامله‌گران موفق شوید، هرگز نباید از صف خارج شوید.

اگر می‌خواهید از اتفاقات روز بازار کریپتو و رمزارزها مطلع شوید، در اینستاگرام و تلگرام با ما همراه شوید.

نظرات و تجربیات خود را زیر همین پست با خوانندگان بامداد به اشتراک بگذارید و اگر سؤالی دارید، خوشحال می‌شویم که زیر همین پست، پاسخگوی شما باشیم.

3 استراتژی معاملاتی که تریدرهای حرفه ای از آنها استفاده می کنند

استراتژی معاملاتی

در اینجا سه استراتژی معاملاتی معرفی می شود که معامله گران حرفه ای بدون در نظر گرفتن جهت بازار از آنها برای کسب سود استفاده می کنند.

برای اطلاع از مهم ترین استراتژی های موجود در بازار و چگونگی استفاده از آنها می توانید به مطلب زیر مراجعه کنید:
انواع استراتژی های مهم معاملاتی در بازار ارزهای رمزنگاری

سرمایه گذاران تازه وارد فکر می کنند که معامله گران حرفه ای بیشتر وقت خود در شبانه روز را صرف نگاه کردن به صفحه نمایش می کنند تا بازارها را تجزیه و تحلیل و بهترین موقعیت های معاملاتی را انتخاب کنند.این می تواند تا حدودی درست باشد، اما آنها از سایر استراتژی های معاملاتی استفاده می کنند تا به سود مورد نظر خود برسند.

داشتن یک چشم تیزبین چیزی نیست که معامله گران برتر را از متوسط متمایز می کند، استفاده از استراتژی های تست شده است که به معامله گران حرفه ای این توانایی را می دهد که در طولانی مدت به سودهای کلان برسند.در این مطلب قصد داریم به بررسی چگونگی انجام معاملات انتقالی آتی، نرخ تامین اعتبار و استفاده از حد ضرر متحرک توسط معامله گران حرفه ای بپردازیم.

هر یک از این استراتژی های ساده، شامل ربات های معاملاتی اختصاصی یا سپرده اولیه (مارجین) قابل توجه نیستند، بدین معنی که یک سرمایه گذار برای کسب سود به موجودی زیادی نیاز ندارد.

استراتژی های غیر جهت دار

بازارهای ارز رمزنگاری به خاطر حرکت های سریع یا متناوب قیمت در جهت های مخالف شناخته شده هستند. بیشتر دارایی ها در این بازارها در یک بازه زمانی 1 تا 24 ساعته افزایش یا کاهش دو یا سه رقمی دارند.

سرمایه گذاران تمایل زیادی به گرفتن سودهای احتمالی از این نوسانات دارند، بنابراین منطقی نیست که تصور کنیم آنها فقط به دنبال سود ماهانه 2 درصدی از ارزهای رمزپایه هستند.

چرا یک سرمایه گذار باید چنین استراتژی “کم بازده” را دنبال کند؟ پاسخ این سوال سود مرکب است. اگر یک معامله گر بتواند ماهانه 2 درصد سود کسب کند، سود سالانه او معادل 27 درصد خواهد بود.

معامله گران کمی می توانند با پیش بینی سقف ها و کف های بازار، با این بازده کم کنار بیایند. بنابراین، داشتن حاشیه سود امن تر، فرد را از فشار ناشی از ضررهای احتمالی و غیر ممکن بودن تلاش برای زمان بندی بازار خلاص می کند.

معامله انتقالی

یک استراتژی عالی به نام معامله انتقالی وجود دارد که شامل خرید ارز رمزنگاری در بازارهای سنتی و فروش معاملات آتی آن براساس تاریخ ثابت و قیمت معین در آینده است.

این نرخ را می توان با تجزیه و تحلیل شاخص پایه محاسبه کرد. معیاری که اضافه قیمت سالانه بازارهای آتی نیز نامیده می شود.

اتریوم

قراردادهای آتی اتریوم

این یک معامله دائمی نیست، زیرا شاخص پایه بسته به این که چقدر نظر سرمایه گذاران صعودی است،نوسان می کند. معمولا آلت کوین ها فرصت های قوی تر و پایدارتری بوجود می آورند، چون رقابت کمتری برای آنها وجود دارد.

نگاهی به نمودار بالا بیندازید، توجه کنید که چگونه شاخص پایه اتریوم در اواسط آگوست به سطح سالانه 20 درصد رسیده است.

این یکی از مواردی است که در ظاهر ساده به نظر می رسد اما وقتی به جزئیات می رسیم دشوارتر از آن چیزی است که تصور می شود. این معامله تنها در صورتی نتیجه بخش خواهد بود که ارز رمزنگاری واریز شده به عنوان مارجین، همان ارز فروخته شده از طریق معاملات آتی باشد. برخی از صرافی های مشتقات فقط به شما اجازه می دهند تا بیت کوین یا تدر را به عنوان وثیقه واریز کنید.

یک نکته مهم که سرمایه گذاران باید به خاطر بسپارند این است که بر خلاف معاملات آتی دائمی (معاملات معکوس)، قراردادهای آتی با تقویم ثابت دارای تاریخ انقضای تعیین شده ای هستند. از این رو، معامله گر در لحظه انحلال قراردادهای آتی باید وارد موقعیت فروش نقدی آنها شود.

معامله با نرخ تامین اعتبار

از دیگر استراتژی های غیر جهت دار، معاملات گزینه هایی است که معمولا شامل چندین تاریخ انقضا و قراردادهای آتی هستند.

یک نمونه که ریسک کمتری دارد، استفاده از نرخ تامین اعتبار و معامله با آن است. قراردادهای دائمی بسته به اختلاف اهرم، هزینه ای از دارندگان قراردادهای خرید و فروش دریافت می کنند. صرافی ها معمولا هر 8 ساعت یک بار این نرخ را تخمین زده و اعلام می کنند.

وقتی این نرخ بالا می رود، معامله گران حرفه ای قراردادهای آتی خود را می فروشند و همزمان در صرافی های معاملات نقدی وارد موقعیت خرید می شوند. بنابراین، آنها با این کار ریسک خود را پایین می آورند، نرخ تامین اعتبار را جمع می کنند و بلافاصله پس از آن به معاملات بر می گردند.

معامله خودکار برابر با موفقیت است

گاهی اوقات استراتژی های معاملاتی که ریسک گریز باشند در دسترس نیستند. در چنین شرایطی، حتی معامله گران حرفه ای نیز ممکن است به فکر استفاده از ریسک براساس پیش بینی هدایت شده (جهت دار) باشند. آنچه آنها را از معامله گران تازه کار متمایز می کند استفاده از معاملات خودکار است.

اکثر معامله گران می دانند که چگونه از حد ضرر و توقف استفاده کنند. این ایده خوبی است، اما نمی تواند فرصت هایی برای برنده شدن ایجاد کند. همین ابزار را می توان برای شروع معاملات به کار برد، مخصوصا اگر از حد ضرر و توقف متحرک استفاده شود.

قرارداد آتی

پلتفرم معاملاتی قراردادهای آتی بایننس

در مثال بالا، حد توقف متحرک سفارش خرید در سطح قیمتی 12900 دلار فعال شده است. بنابراین، مادامی که معاملات در بازار بالاتر از این سطح ادامه پیدا کنند، این سفارش همچنان غیرفعال است.

زمانی که قیمت بیت کوین به این سطح برسد، این سفارش خرید فقط بعد از جهش 0.8 درصدی قیمت انجام خواهد شد. بنابراین، به محض افزایش 103 دلاری بیت کوین از کف قیمت، سفارش خرید به طور خودکار انجام می شود.

معامله گران حرفه ای به طور مکرر از این استراتژی برای خودکار کردن فرایند سرمایه گذاری خود استفاده می کنند. این استراتژی همچنین نیاز به بررسی 24 ساعته قیمت ها را کاهش می دهد.

این سه استراتژی را تمرین کنید و در آنها ماهر شوید: معاملات انتفالی آتی را انجام دهید، سود خود را از نرخ تامین اعتبار بگیرید و با استفاده از حد ضرر متحرک خرید کنید. تمرکز خود را بر یادگیری استراتژی های معاملات غیر جهت دار و گزینه ها بگذارید و به فکر پیش بینی کف ها و سقف های بازار نباشید.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین تماشا کنید
نزدیک
برو به دکمه بالا