اموزش فارکس در ایران

آموزش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال

تحلیل بنیادی را با عناوین دیگری همچون تحلیل ریشه‌ای، پایه‌ای یا اساسی هم می‌شناسند. در این روش، سرمایه‌گذار مهم‌ترین عوامل موثر بر قیمت سهام را آنالیز می‌کند.

آموزش تحلیل بنیادی فارکس | شاخص های اقتصادی و تاثیر آنها در بازار فارکس

در این بخش از آموزش تحلیل بنیادی فارکس ، در مورد آمار ، شاخص و داده های اقتصادی خواهیم آموخت.

مجله افیکس کار: همانطور که قبلا در آموزش تجزیه و تحلیل بنیادی فارکس گفتیم ، تحلیل بنیادی فرآیند تجزیه و تحلیل تأثیر عوامل سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی بر ارزش نسبی یک ارز است.

از طریق شناسایی محرک های اصلی ارزش ذاتی یک ارز ، شرکت کنندگان در معاملات فارکس می توانند تصمیمات تجاری آگاهانه ای اتخاذ کنند.

  • بیشتر بخوانید : آموزش تحلیل بنیادی فارکس | بانک های مرکزی و تاثیر تصمیمات آنها در بازار فارکس

تعریف شاخص اقتصادی

بسیاری از معامله گران معتقدند که بازار فارکس کاملا تابع اطلاعات اقتصادی است و شاخص های اقتصادی روی نوسانات قیمت دارایی ها دربازار فارکس تاثیر عمیقی می گذارند. در هرحال بازار فارکس یک بازار دارای نوسان است و جهت محافظت از سرمایه در برابر این نوسانات باید اشراف کامل به بازار داشت .

داده هایی که باعث تغییر در قیمت جفت ارزها می شود، متنوع هستند. اما مهم ترین آنها شاخص های اقتصادی هستند که روی بازار فارکس تاثیر می گذارند و آن را هدایت می کنند. این شاخص های اقتصادی را می توان تحلیل کرد و از آنها برای درک و پیش بینی جریانات در فارکس استفاده کرد. با درک جریانات تاثیرگذار میتوانید فرصت های خرید و فروش را شناسایی کنید .

معاملات بر اساس داده های اقتصادی می تواند یک چالش بسیار غیرقابل پیش بینی باشد. حتی بسیاری از بزرگترین استراتژیست ها در بانک های بزرگ سرمایه گذاری در سراسر جهان برای پیش بینی دقیق آمار نهایی مشکل دارند. آنها مدلهایی دارند که جنبه های مختلف را در نظر می گیرند ، اما همچنان می توانند در پیش بینی های خود به طرز شرم آوری اشتباه کنند. به همین دلیل است که بازارها پس از انتشار آمار مهم اقتصادی بسیار خشن حرکت می کنند.

بسیاری از سرمایه گذاران تمایل دارند با “پیشبینی ها و اجماع ” این استراتزیست ها پیش بروند و معمولاً بازارها پیش از انتشار آمار، در جهت پیش بینی این ها حرکت می کنند. اگر اجماع نتواند نتیجه نهایی را پیش بینی کند ، بازار معمولاً در جهت نتیجه واقعی حرکت می کند. به این معنی که اگر آمار بهتر از پیشبینی ها بود ، یک واکنش مثبت ظاهر می شود و برعکس .

معاملات قبل و بعد از انتشار آمار

ترفند معامله بر اساس آمار اقتصادی این است که تعیین کنید چه زمانی می خواهید پوریشن باز کنید. آیا قبل یا بعد از انتشار آمار معامله می کنید؟ هر دو مزایای خود را دارند و نقاط ضعف خود را دارند.

معاملات قبل از انتشار آمار اقتصادی به این معناست که شما در مورد اینکه نتیجه آمار واقعی بهتر یا بدتر از پیشبینی هاست ، اطمینان خاطر دارید. اما ممکن است به طرز وحشتناکی اشتباه کرده و ضررهای زیادی را متحمل شوید. معاملات لحظاتی پس از انتشار اقتصادی به این معنی است که شما سعی می کنید پوزیشنی را در بازار کم حجم ایجاد کنید که چالش رسیدن به قیمت دلخواه شما را به همراه دارد.

شاخص های اقتصادی چگونه بر بازار فارکس تاثیر می گذارند؟

با استفاده از اطلاعات و داده های اقتصادی، سرمایه گذاران می توانند عملکرد اقتصاد یک منطقه را اندازه گیری کنند. هر چقدر داده ها قوی تر باشد یعنی رشد اقتصادی قوی تر است . شاخص های اقتصادی نشان دهنده رشد یا افت اقتصاد یک کشور است و این موضوع مسلما روی ارز آن کشور و در نتیجه جفت های آن در بازار فارکس نیز تاثیر خواهد گذاشت.

قیمت در واکنش به بعضی از گزارشات و داده های اقتصادی، حرکات تند و سریعی از خود نشان می‌دهد و در برابر بعضی گزارش‌ها نیز اصلا واکنشی ندارد.

این اطلاعات در ابزاری به نام تقویم اقتصادی یا Economic Calendar منتشر میشود .

تقویم اقتصادی فارکس چیست ؟

تقویم اقتصادی فارکس یا Economic Calendar یکی از مفیدترین ابزار برای معامله گران است، به ویژه کسانی که از تحلیل بنیادی در تعیین روند ارز موردنظر خود استفاده می کنند.

یک تقویم معمولی فارکس، انتشار داده‌های آتی را فهرست می‌کند و نشان می‌دهد که آیا آن‌ها می‌توانند تأثیر قوی یا کم روی ارز درگیر داشته باشند. اینها همچنین نتایج داده‌های دوره قبل را منتشر می‌کنند تا به معامله‌گر یک نقطه مقایسه در سنجش در صورت انجام بهبود، همراه با اجماع بازار ارائه کنند.

به بیان ساده، معمولاً انتشار قوی‌تر از حد انتظار یا انتشاری که نشان‌دهنده بهبود قابل‌توجهی نسبت به داده‌های دوره قبل باشد، می‌تواند منجر به افزایش نرخ ارز شود، زیرا در نهایت می‌تواند به سیاست‌های پولی سخت‌تر تبدیل شود. از سوی دیگر، انتشار ضعیف‌تر از حد انتظار یا انتشار کمتر در مقایسه با داده‌های دوره قبل می‌تواند منجر به فروش ارز برای این ارز شود، زیرا این امر می‌تواند منجر به سیاست پولی آسان‌تر شود.

همه گزارش‌های اقتصادی فهرست‌شده در تقویم فارکس برای تجارت ایده‌آل نیستند، زیرا برخی به سادگی می‌توانند واکنش‌های قیمتی کوچکی ایجاد کنند . این دسته که بعنوان شاخص های با ایمپکت یا تاثیرگذاری کم شناخته میشوند، گاهی به‌عنوان تصویر بهتری برای شاخص های مهمتر مورد استفاده قرار میگیرند و حرکت‌های کوتاه‌مدت مهم ایجاد نمیکنند.

تقویم اقتصادی را میتوانید از سایت های معتبر فارکس مشاهده کنید. همچنین این تقویم در مجله افیکس کار نیز برای شما قابل دسترس است .

  • بیشتر بخوانید : تقویم اقتصادی چیست و چگونه به معامله گران کمک میکند

قبل از آموزش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال اینکه در مورد آمار و داده های تاثیرگذار تقویم اقتصادی فارکس صحبت کنیم، مطلوب است اول از انواع شاخص ها آگاهی کسب کنیم :

انواع شاخص های اقتصادی

شاخص های اقتصادی به طور کلی به سه دسته تقسیم میشوند:

  • شاخص های پیشرو یا Leading indicator
    یک شاخص پیشرو قبل از اینکه یک روند جدید رخ دهد، سیگنال می دهد.
  • شاخصهای همزمان (تصادفی) یا Coincident indicator
    شاخص های همزمان در زمان تشکیل روند مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.
  • شاخص های پسرو یا Lagging indicator
    یک شاخص پسرو پس از آغاز روند، سیگنال می دهد.

شاخص پیشرو

شاخص‌ های اقتصادی پیشرو یا Leading indicator به شما می‌گویند که چه اتفاقی در آینده آن اقتصاد خواهد افتاد. این شاخص‌ ها میزان اهمیت مشخصی دارند، اما ممکن است به اصلاحیه‌های بعدی نیز وابسته باشند. در واقع برای دستیابی به عملکرد یک اقتصاد ، باید از شاخصهای پیشرو یا نوسانگر استفاده شود.

بنابراین، شاخص های لیدینگ تمایل دارند جلوتر از چرخه‌های اقتصادی حرکت کنند. این شاخص‌ها به طور کلی برای تحلیل‌های کوتاه مدت و میان مدت مناسب هستند. به عنوان مثال، پروانه‌های ساختمانی را می‌توان نوعی شاخص اقتصادی برجسته پیشرو دانست. این شاخص ممکن است تقاضای آینده برای کار ساختمانی و سرمایه گذاری در بازار املاک و مستغلات را نشان دهند.

به دلیل ماهیت پیشروی گزارشات اقتصادی، این شاخص‌ها نوسانات زیادی دارند. شاخص‌های پیشرو بصورت آماری منتشر می‌شوند مانند شاخص مدیران خرید (PMI) منطقه‌ای ( مانند PMI تولیدی ایالت نیویورک، شاخص تولید فدرال رزرو فیلادلفیا، انتظارات تورمی دانشگاه میشیگان و غیره در ایالات متحده) و همچنین PMI تخمینی Markit/CIPS در بریتانیا و حوزه یورو و غیره

توجه: شاخص اندکاتورهای پیشرو وضعیت رشد اقتصاد را در شش ماه اخیر نشان می‌دهد. با توجه به آمار، اگر شاخص در عرض 3 ماه پشت سر هم منفی باشد. اقتصاد رو به رکود می باشد.

شاخص همزمان یا تصادفی

شاخص های همزمان یا شاخص تصادفی Coincident indicator، معمولا اطلاعات مربوط به شاخص‌ های پیشرو را تائید یا رد می‌کنند. تغییرات شاخص‌ های همزمان اطلاعات خوبی در ارتباط با سرعت و توسعه فعالیت‌ها یا انقباض اقتصادی فراهم می‌کنند. آمار خرده فروشی، داده های درآمد شخصی، تورم و غیره از محبوب‌ترین شاخص‌های اقتصادی همزمان در بازار فارکس باشند.

شاخص های تصادفی در زمان اتفاق مورد تجزیه و تحلیل و استفاده قرار می گیرند. اینها اعداد کلیدی هستند که تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد کلان دارند. داده های درآمد شخصی یک شاخص تصادفی از سلامت اقتصادی است. ارقام بالاتر درآمد شخصی نشان از اقتصاد قوی تر است. اعداد پایین تر از درآمد شخصی برای اقتصاد خوب نیست . تولید ناخالص داخلی (GDP) اقتصاد نیز میتواند یک شاخص تصادفی باشد.

این شاخص‌ها در جایی بین دو نوع شاخص دیگر (پیشرو و پسرو) قرار دارند. آن‌ها تقریباً در زمان حال کار می‌کنند و اطلاعاتی در مورد وضعیت اقتصادی فعلی ارائه می‌دهند.

به عنوان مثال، با اندازه گیری ساعات کار گروهی از کارمندان یا میزان تولید یک بخش خاص صنعت، مانند تولید یا استخراج، میتوان یک شاخص تصادفی ایجاد کرد.

البته باید در نظر داشت که دسته بندی و تعاریف شاخص‌های پیشرو، پسرو و همزمان همیشه شفاف نیستند. بعضی از شاخص‌ها بسته به روش و زمینه ممکن است در همه دسته‌ها قرار بگیرند. این به ویژه در شاخص‌های اقتصادی مانند تولید ناخالص داخلی (GDP) معمول است.

به طور سنتی، تولید ناخالص داخلی GDP به عنوان یک شاخص پسرو در نظر گرفته می‌شود زیرا براساس داده‌های آموزش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال تاریخی محاسبه می‌شود. در برخی موارد، ممکن است تغییرات فوری اقتصادی را منعکس کند، و آن را به یک شاخص تصادفی تبدیل کند.

شاخص پسرو یا تاخیری

شاخص های پسرو یا تاخیری (Lagging indicator) تنها وقایع تاریخی و گذشته یک اقتصاد را بیان می‌کنند،

این نوع از شاخص‌ها نیز همانطور که از نام آن‌ها پیداست، با تاخیر منتشر می‌شوند . در اغلب موارد، شاخص پیشرو مبنایی را ایجاد می‌کنند که معمولا بعدا توسط شاخص تاخیری نیز تائید می‌شود. یکی از معروف‌ترین شاخص‌های تاخیری، نرخ بیکاری است. شاخص‌های تاخیری را به عنوان معلولِ یک علت در نظر بگیرید. بنابراین، مثلا زمانی که نرخ بیکاری افزایش پیدا می‌کند، در واقع علت این افزایش در گذشته رخ داده است و لذا وقتی که منتشر می‌شوند، خیلی اقتصاد را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد.

برخلاف شاخص‌های لیدینگ ، از شاخص‌های لگینگ برای شناسایی روندهای موجود استفاده می‌شود. البته این روندها ممکن است بلافاصله به خودی خود آشکار نشوند. بنابراین، این نوع شاخص‌ها در پشت چرخه‌های اقتصادی حرکت می‌کنند.

به طور معمول، شاخص های پسرو یا تأخیری بر اساس عملکرد اقتصادی یا داده‌های قیمت قبلی، در تحلیل‌های طولانی مدت اعمال می‌شوند.

البته باید در نظر داشت که دسته بندی و تعاریف شاخص‌های پیشرو، پسرو و همزمان همیشه شفاف نیستند. بعضی از شاخص‌ها بسته به روش محاسبه ممکن است در همه دسته‌ها قرار بگیرند. این به ویژه در شاخص‌های اقتصادی مانند تولید ناخالص داخلی (GDP) معمول است.

برای آشنایی با بیشتر با این سه دسته شاخص این مقاله نیز برای مطالعه مناسب است :

اطلاعیه ها و آمار کلیدی در فارکس

همانطور که گفتیم یک شاخص اقتصادی، آماری است که اطلاعات خاصی در مورد فعالیتهای اقتصادی ارائه می دهد. شاخص های اقتصادی به سرمایه گذاران امکان تحلیل و پیش بینی عملکرد اقتصادی یک منطقه یا یک کشور را می دهند.

شاخص های اقتصادی معمولا توسط دولتها، موسسات اقتصادی بین المللی و حتی توسط مطالعات مستقل منتشر می گردد.

به عنوان مثال، ایالات متحده، اطلاعات مربوط به تولید ناخالص داخلی (GDP) را به شکل فصلی منتشر می کند. این شاخص اقتصادی به سرمایه گذاران اجازه می دهد که عملکرد اقتصادی ایالات متحده را نسبت به دوره سه ماهه گذشته یا فصل متناظر در سال گذشته تحلیل کرده و پیش بینی خود در راستای آموزش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال آینده را پایه ریزی کنند.

گزارش‌های بزرگ‌ ، مانند GDP یا تورم قیمت مصرف کننده CPI، به ایجاد پرایس اکشن های بزرگ و طولانی‌مدت تمایل دارند.

بعنوان مثال داده تورمی CPI یا شاخص قیمت مصرف کننده تغییرات سطح قیمت ها را اندازه گیری می کند. همانطور که قبلا گفتیم وظیفه بانک مرکزی حفظ ثبات قیمت ها است، پس این شاخص ارتباط نزدیکی با سیاست پولی بانک ها دارد.

  • بیشتر بخوانید : آموزش تحلیل بنیادی فارکس | بانک های مرکزی و تاثیر تصمیمات آنها در بازار فارکس

از سوی دیگر، داده‌هایی مانند قیمت‌های تولیدکننده PPI یا فروش عمده‌فروشی Retail Sales معمولاً منجر به حرکت قیمت قابل توجهی برای ارز درگیر نمی‌شوند. درعوض، به عنوان داده‌های زیربنایی برای محاسبه شاخص های بسیار مهمتر مانند شاخص های تورمی عمل کنند.

آمارهایی مانند فروش خرده‌فروشی، آمار تولیدات صنعتی یا انتشار تراز تجاری، به نسبت ارز درگیر، سطوح مختلفی از تأثیر را دارند.

مثلا اقتصادهای صادرکننده‌، مانند استرالیا و نیوزلند، ارزهایی دارند که به داده‌های تراز تجاری حساس تر هستند. در همین حال، اقتصادهایی که مصرف کننده‌ زیاد دارند مانند چین یا آمریکا، به گزارش های خرده فروشی و مخارج خانوار واکنش نشان می دهند.

آمارهای مهمی که معامله گران فارکس باید زیرنظر بگیرند

تعدادی گزارش و شاخص اقتصادی مختلف که در طول سال قرائت و ارائه می شود، مشخص هستند و حتی برنامه زمانی اعلام این ارقام از پیش تعیین شده که هر کدام می توانند تأثیر بسیار مهمی بر شرط بندی های معاملاتی فارکس شما داشته باشند. اما مهمترین آماری که شما در تحلیل بنیادی یا فاندامنتال حتما باید دنبال کنید به شرح زیر است .

  1. شاخص‌تورمی قیمت مصرف کننده CPI
  2. شاخص تورمی قیمت تولید کننده PPI
  3. تولید ناخالص داخلی GDP
  4. داده‌های حقوق و دستمزد Income and Wages , NFP , ADP
  5. اشتغال و بیکاری Unemployment Rate , Initial Jobless Claims
  6. نرخ بهره و صورتجلسات بانک های مرکزی Interest Rate, Funds Rate
  7. شاخص تولیدات صنعتی IPI
  8. آمار خرده فروشی Retail Sales
  9. ﺿﺮﻳﺐ اﻃﻤﻴﻨﺎن ﻣﺼﺮف ﮐننده CCI
  10. شاخص مخارج مصرف شخصی PCE
  11. شاخص مدیران خرید در بخش تولید یا خدمات PMI

اینها معمولا بیشترین تأثیر را بر بازار دارند و شما حتماً باید علاوه بر داده های منتشر شده هر ماه، داده های سه ماهه یا شش ماهه را نیز بررسی و مقایسه کنید تا تصویر بهتری از قرائت های بعدی داشته باشید.

تأثیر این رویدادهای اقتصادی می تواند فوری و قوی باشد. صرف نظر از نوع معامله‌گری که هستید، تکنیکال یا بنیادی یا هردو ، همیشه باید با استفاده از یک تقویم اقتصادی، اخبار اقتصادی را زیر نظر داشته باشید و داده ها را در بازه های زمانی بزرگتر نیز بررسی کنید .

مزایا و معایب شاخص ها در تحلیل بنیادی

هنگامی که برای تجزیه و تحلیل فنی استفاده می‌شود، هر دو شاخص لیدینگ و لگینگ مزایا و معایب خود را دارند.

به نظر می‌رسد با پیش بینی روندهای آینده، شاخص‌های لیدینگ بهترین فرصت‌ها را برای تاجران فراهم می‌کنند. با این حال، مشکل این است که شاخص‌های پیشرو اغلب سیگنال‌های گمراه کننده‌ای تولید می‌کنند و غالباً دو قرائت اولیه و نهایی دارند. بسیار پیش می آید که داده های گذشته ، در قرائت های دوم مجددا اصلاح نزولی یا صعودی شوند. که اگر اصلاح نهایی تفاوت فاحشی با قرائت اولیه داشته باشد میتوانند حرکات وحشیانه ای در نمودارها ایجاد کند.

در همین حال، شاخص‌های لگینگ مطمئن تر هستند. زیرا آنها به طور واضح توسط آموزش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال داده‌های قبلی بازار تعریف شده‌اند. نقطه ضعف آشکار شاخص‌های پسرو، تأخیر در واکنش آنها به حرکت‌های بازار است. در برخی موارد، ممکن است سیگنال‌ها نسبتاً دیر به بازار بیایند تا یک موقعیت مطلوب باز شود، و در نتیجه سود بالقوه کمتری داشته باشد.

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال چیست؟

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال چیست؟

چنان‌چه شما به‌عنوان یک معامله‌گر در بازارهای مالی فعالیت می‌کنید، ممکن است نام تحلیل بنیادی یا فاندامنتال به گوش‌تان خورده باشد. تحلیل بنیادی یا فاندامنتال یکی از مهم‌ترین مولفه‌ها و مهارت‌هایی است که هر معامله‌گری باید برای ورود به بازارهای معاملاتی با آن آشنایی داشته باشد.

در این مقاله از سرمایه سازی ما به صورت کامل به بررسی تحلیل بنیادی یا فاندامنتال و مزایا و معایب آن پرداخته‌ایم. برای آشنایی بیشتر با این مولفه، تا پایان این مقاله با ما همراه باشید.

معرفی تحلیل بنیادی یا فاندامنتال

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال (Fundamental Analysis) یک روش مهم تحلیلی است که با بررسی عوامل مالی و اقتصادی موثر روی سهام و اوراق بهادار ، به اندازه‌گیری ارزش واقعی آن‌ها می‌پردازد. واژه فاندامنتال به معنای بنیادین بوده و تحلیل فاندامنتال به معنی بررسی عواملی است که روی قیمت چیزهایی که خریدوفروش می‌شوند اثر گذار است.

عوامل متعددی از جمله عوامل سیاسی، اقتصادی و مالی باعث تغییر انتظار معامله‌گران شده و تعادل بین عرضه و تقاضا را بر هم می‌زنند. این تغییرات در نهایت باعث ایجاد تغییر در قیمت‌ها می‌شود؛ در نتیجه می‌توان عرضه‌وتقاضا را مهم‌ترین عناصر مورد بررسی در تحلیل فاندامنتال دانست.

اهداف استفاده از تحلیل فاندامنتال در بازارهای مالی

  • برآورد فعالیت‌های تجاری شرکت‌ها
  • تعیین حدودی ارزش سهام و پیش‌بینی تغییرات احتمالی آن در آینده
  • ارزیابی مدیریت
  • محاسبه ریسک سرمایه گذاری

تحلیل فاندامنتال چه انواعی دارد؟

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال آموزش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال به دو دسته کمی و کیفی تقسیم می‌شود که در ادامه به بررسی آن‌ها می‌پردازیم.

1:تحلیل فاندامنتال یا بنیادی کمی

این نوع از تحلیل بنیادی مربوط به عواملی است که می‌توان آن‌ها را به صورت اعداد و ارقام قابل اندازه‌گیری بیان کرد. بزرگترین منبع داده‌ها در تحلیل بنیادی کمی، صورت‌های مالی هستند. تحلیل‌گران از این اطلاعات مالی برای تصمیم‌گیری درباره سرمایه گذاری استفاده می‌کنند.

شاخص‌ها‌ی مختلفی برای تحلیل فاندامنتال کمی وجود دارند که با استفاده از آن‌ها می‌توان به سلامت مالی یک شرکت پی برد و یک ترید سودمند داشت. این شاخص ها عبارتند از:

  • سود هر سهم ((EPS
  • نسبت قیمت به درآمد (P/E)
  • رشد درآمد برآورده شده (PEG)
  • جریان نقدی آزاد (FCF)
  • نسبت قیمت به ارزش دفتری (P/B)
  • بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)
  • نسبت پرداخت سود سهام (DPR)
  • نسبت قیمت به فروش (P/S)
  • نسبت بازده سود سهام
  • نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (D/E)

2:تحلیل فاندامنتال یا بنیادی کیفی

تحلیل فاندامنتال کیفی، برخلاف تحلیل بنیادی کمی، یک مولفه قابل اندازه‌گیری نیست و به ماهیت استانداردها تعلق دارد. بنیادهای کیفی خیلی ملموس نیستند؛ برای مثال کیفیت کار مدیران یک شرکت، حق ثبت اختراع و نوآوری و فناوری‌های انحصاری یک شرکت را نمی‌توان اندازه‌گیری کرد یا در قالب اعداد و ارقام مورد بررسی قرار داد.

بنیادهای کیفی مختلفی که باید برای هر شرکتی مورد بررسی قرار بگیرند، عبارتند از:

  • نوع کسب و کار شرکت و راه کسب درآمد آن. برای مثال اگر شرکت مورد نظر یک شرکت خدماتی است، آیا تمامی درآمد خود را از این راه کسب می‌کند یا تنها هزینه‌های مربوط به حق امتیاز آن را پرداخت می‌کند؟
  • مزیت‌های رقابتی مانند نام آموزش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال تجاری شرکت و شهرت آن در بازار کار را می‌توان یکی دیگر از مولفه‌های مهم در تحلیل بنیادی کیفی دانست. مزیت‌های رقابتی عواملی هستند که موفقیت شرکت را در طولانی مدت تضمین می‌کنند.
  • مهمترین معیار کیفی برای سرمایه گذاری در یک شرکت را می‌توان مدیریت آن شرکت دانست. اگر مدیر شرکت انتخابی شما نتواند برنامه‌های شرکت را به درستی اداره کند، آن شرکت یک شرکت مناسب و موفق برای سرمایه گذاری نخواهد بود. برای ارزیابی مدیران می‌توان هم به صورت حضوری و هم به صورت غیرحضوری و با مراجعه به وب سایت شرکت مورد نظر و خواندن سوابق اعضای هیئت مدیره اقدام کرد.
  • راهبری شرکتی یا سیاست‌های اعمال شده در شرکت را می‌توان یکی دیگر از عوامل مهم در تحلیل بنیادی کیفی دانست. این مولفه شامل تمامی قوانین و مقرراتی است که در آیین‌نامه و اساس‌نامه شرکت بیان شده‌اند. همچنین رعایت حق‌وحقوق کارمندان توسط مدیران را می‌توان یک عامل بسیار مهم در بررسی راهبری شرکت دانست.

مولفه‌ های تحلیل فاندامنتال یا بنیادی

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال

سه مولفه اصلی تحلیل بنیادی عباتند از:

  1. تحلیل‌های اقتصادی
  2. تحلیل‌های صنعتی
  3. تحلیل‌های شرکتی

به علت جامع بودن رویکرد تحلیل فاندامنتال یا بنیادی لازم است که تحلیل‌گر اطلاعات کامل و جامعی در حوزه‌های مختلف حسابداری، مالی و اقتصادی داشته باشد.

تحلیل فاندامنتال از بالا به پایین و از پایین به بالا

تحلیل فاندامنتال را می‌توان از بالا به پایین یا از پایین به بالا انجام داد. در تحلیل فاندامنتال از بالا به پایین، تحلیل‌گر ابتدا سلامت اقتصادی کلی جامعه را مورد بررسی قرار می‌دهد. برای مثال با بررسی میزان تورم، میزان تولید ناخالص داخلی و نرخ بهره، جهت اقتصادی را مشخص می‌کند.

سپس صنایعی که فرصت‌های سرمایه گذاری مطمئن را فراهم می‌کنند، شناسایی می‌کند و به ارزیابی بخش‌های مشخص شده می‌پردازد. سپس سهام‌های آینده‌دار در حوزه صنعت را شناسایی و انتخاب می‌کند.

در تحلیل فاندامنتال از پایین به بالا، تحلیل‌گر از مقیاس‌های کوچک‌تری مانند خود سهام تحلیل خود را آغاز می‌کند. این نوع تحلیل برای شناسایی سهام‌هایی که عملکرد بهتری نسبت به صنعت کل دارند، استفاده می‌شود.

روش کار تحلیل بنیادی یا فاندامنتال

در این روش معامله‌گران که دوره آموزش بورس از صفر را گذرانده اند در تلاش‌اند تا بتوانند عوامل عدم تعادل قیمت‌ها را شناسایی کرده و به یک نقطه تعادل و به‌دنبال آن به کسب سود برسند. در روش تحلیل بنیادی، معامله گران با استفاده از دانش و استراتژی خود به تحلیل اتفاقات و اخبار دنیای واقعی می‌پردازند تا به یک پیش‌بینی سودمند در بازار برسند.

آن‌ها بر این باوراند که یک عامل اقتصادی بنیادی،علت تمام تغییرات در قسمت‌های مختلف بازاراست.

مزایای تحلیل بنیادی

  1. همه‌ افراد قادر به استفاده از این تحلیل هستند.
  2. یک راه‌کار قدرتمند برای ارزشیابی شرکت‌ها است.
  3. اگر تحلیل درستی صورت گیرد، به راحتی می‌توان ارزان یا گران‌تر بودن قیمت را با ارزش ذاتی آن‌ها مقایسه کرد.
  4. برای شروع تحقیق کیفی و کمی یک نقطه‌ شروع اساسی وجود دارد.
  5. برای معاملات بلندمدت مناسب است.

معایت تحلیل فاندامنتال

  1. به‌دست آوردن یک آنالیز خوب و ساده و قابل فهم راحت نیست.
  2. وقت‌گیر است.
  3. دارای منحنی یادگیری شیب دار است.
  4. هیچ تضمینی برای درست بودن تحلیل در آینده وجود ندارد.
  5. برای معاملات کوتاه‌مدت مناسب نیست.

سختی کار در تحلیل بنیادی

مهم‌ترین سختی کار در تحلیل فاندامنتال در این است که در این بازار، معامله‌گران برای هر کدام از بازارهای ارز، سهام شرکت‌ها و کالاها، باید موضوعات معاملاتی جداگانه و متفاوتی را مورد بررسی قرار دهند. آن‌ها باید به این نکته توجه کنند که از یک روش خاص نمی‌توان برای تحلیل هر ارزی استفاده کرد؛ برای مثال برای بررسی فلزات قیمتی مانند طلا که ماهیتی دوگانه دارد، استفاده از تنها یک روش بنیادی امکان‌پذیر نیست.

نتیجه گیری

در این مقاله به بررسی تحلیل بنیادی یا فاندامنتال پرداختیم. هرچند که با استفاده از این تحلیل می‌توان تا حد زیادی ارزش و پتانسیل رشد یک سهام را بررسی کرد؛ اما برای بررسی تمامی عوامل موثر بر ارزش سهام لازم است که با روش‌های تحلیلی دیگری مانند تحلیل تکنیکال، داده‌های صنعت، اخبار اقتصاد کلان و… آشنایی داشته باشید.

برای آشنایی بیشتر با این تکنیک‌ها توصیه می‌کنیم که تنها به خواندن یک مقاله بسنده نکنید و مطالب مختلفی را در این باره در سایت سرمایه سازی مطالعه کنید.

آموزش تحلیل بنیادی بورس ایران (برای افراد مبتدی)

تحلیل بورس

ارزش واقعی یک کالا یا یک سهم علاوه بر اینکه از شرایط عرضه و تقاضا تاثیر میپذیرد، به عوامل دیگر نیز بستگی دارد. تحلیل بنیادی به شما کمک میکند تا عوامل موثر بر ارزش ذاتی بررسی شود. در تحلیل سهم های بورس میزان سوددهی یک شرکت مورد بررسی قرار میگیرد. تحلیلگران بنیادی با بررسی عوامل موثر بر سوددهی فرصت های سرمایه گذاری را تشخیص میدهند. این عوامل میتواند صورت های مالی منشتر شده شرکت ها باشند و یا حتی یک اتفاق سیاسی مهم در جهان.

برای مثال زمانی که ارزش واقعی یک سهم با قیمت روز سهم تفاوت زیادی داشته باشد یعنی قیمت سهم یا خیلی بالا و یا خیلی پایین باشد تحلیلگر بنیادی تشخیص میدهد، سهم برای خرید مناسب است یا برای فروش. به طور خلاصه هدف اصلی از تحلیل بنیادی یا فاندامنتال تعیین ارزش واقعی سهام شرکت‌ها است. در این مقاله به بررسی جامع مفاهیم پایه تحلیل بنیادی میپردازیم.

هر آنچه که یک تحلیل گر باید از خود بپرسد

  • آیا درآمد شرکت رشد می‌کند؟
  • آیا شرکت سوددهی واقعی دارد؟
  • آیا می‌تواند بدهی‌های خود را بپردازد؟
  • آیا قدرت کافی برای رقابت با دیگران را دارد؟
  • آیا منابع شرکت برای تولید سود، به شکلی بهینه تخصیص پیدا کرده‌اند؟
  • در بدترین سناریو، چه اتفاقی برای سرمایه‌گذاران می‌افتد؟

چرا افرادمبتدی باید تحلیل بنیادی را یاد بگیرند؟

تحلیل بنیادی از تحلیل تکنیکال سختتر است و به همین دلیل افراد مبتدی تمایل بیشتر به تحلیل تکنیکال دارند. تحلیل بنیادی از آن رو مهم است که برای انتخاب یک سهم باید تحلیل بنیادی را بلد بود و پس از آن برای ورود یا خروج به یک سهم در زمان مناسب از تحلیل تکنیکال استفاده کرد.

توی این پک فوق العاده، تحلیل تکنیکال در بورس رو جوری یاد میگیری که تو هیچ کلاس آموزشی یا پک دیگه ای نه دیدی نه شنیدی! بورس رو سریع یاد بگیر وحسابی پول دربیار!

در تحلیل تکنیکال شما روند قیمت یک سهم در بازه زمانی کوتاه میتوانید بررسی کنید. اما در بلند مدت قدرت پیش بینی شما کم میشود. این به معنی آن است ک تحلیل گران تکنیکال ارزش یک سهم و روند قیمت را در بلند مدت نمیتوانند پیش بینی کنند. در مقابل تحلیل بنیادی می تواند روند آینده دور را پیش بینی کند.

یکی دیگر از دلایل لزوم آموزش تحلیل بنیادی انتخاب سهم برای تحلیل تکنیکال است.. در تحلیل بنیادی شما سهام بسیاری از صنایع و شرکت های بی ارزش را از دایره تحلیل خود حذف میکنید و زمان بیشتری را برای تحلیل و پیش بینی سهام های باارزش صرف میکنید و پس از آن تحلیل تکنیکال به راحتی میتواند نقطه ورود به سهم و یا خروج از سهم را مشخص سازد.

بطور خلاصه روش یافتن سهام خوب در تحلیل بنیادی در تصویر زیر آموزش داده شده است:

تحلیل بنیادی

و اما توضیحات کامل تر:

با این اپلیکیشن ساده، هر زبانی رو فقط با روزانه 5 دقیقه گوش دادن، توی 80 روز مثل بلبل حرف بزن! بهترین متد روز، همزمان تقویت حافظه، آموزش تصویری با کمترین قیمت ممکن!

رویکرد های تحلیل بنیادی

1-رویکرد پایین به بالا

این رویکرد برای افراد مبتدی گزینه بهتری است. در این رویکرد تحلیل گر، تحلیل را از شرکت آغاز می کند و به ترتیب به تحلیل صنعت، اقتصاد داخلی و درنهایت اقتصاد جهانی می پردازد. در واقع نقطه آغازین در این نوع رویکرد اخباری در مورد یک شرکت خاص می باشد.

2-رویکرد بالا به پایین

این رویکرد برای افراد حرفه ای مناسب تر است. در این رویکرد تحلیلگر تحلیل را از سطح های بالای اقتصادی یعنی اقتصاد جهانی و سپس اقتصاد کشور ، تحلیل صنعت و تحلیل شرکت می پردازد. در واقع نقطه آغازین در این رویکرد یک خبر اقتصادی یا سیاسی موثر در سطح کلان جهانی می باشد و تحلیلگر تاثیر یک خبر مهم را بر سهام شرکت میسنجد.

منابع اطلاعاتی تحلیل بنیادی

قبل از معرفی منابع اطلاعاتی لازم است تا نکاتی در باب اطلاعات ذکر کنیم:

  • ابتدا باید به این نکته توجه کرد که اطلاعات در واقع داده های خام هستند که باید توسط شما تحلیل شوند به همین منظور آموزش تحلیل بنیادی ضرروی و با اهمیت است. ناآگاهی در زمینه تحلیل اطلاعات میتواند زمینه سیگنال های آموزش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال اشتباه و درنهایت ضرر را ایجادکند.
  • نکته حائز اهمیت دیگر زمان مفید استفاده از داده ها و اطلاعات است. در صورت استفاده به موقع از داده ها شما میتوانید یک تحلیل خوب داشته باشید. داده های درست در زمان نامناسب سودی برای شما نخواهند داشت.

منابع اطلاعاتی

1-اطلاعات درونی شرکت(صورت های مالی)

صورت های مالی باید به طور مستمر در سایت کدال منتشر شوند تا این داده ها در اختیار تحلیلگران بورس قرار گیرد. از جمله این گزارشات صورت های مالی دوره ای ، گزارش هیئت مدیره ، یادداشت های توضیحی ، و دیگر خبر ها مانند دعوت به مجامع و خلاصه آنها و …. می باشد.

ترازنامه ، صورت سود و زیان ، صورت جریان وجوه نقد از جمله مهمترین صورت های مالی برای تحلیلگران بنیادی است.

2-اطلاعات بیرونی (اقتصاد کلان کشور و صنعت)

باتوجه به افزایش سرعت داده ها در اینترنت و یا شبکه های خبری شما میتوانید با دریافت روزانه خبرهای موثق وضعیت سهام خود را بسنجید. هیچ گاه از شبکه های اطلاع رسانی نامعتبر استفاده نکنید.

3- وضعیت قیمت دلار و تورم

خواه نا خواه وضعیت بورس نیز مانند موارد دیگر ارتباط تنگاتنگی با قیمت ارز و تورم دارد. مادامیکه قیمت ارز افزایش پیدا می کند سهام نیز به طور کلی سیر صعودی دارند.

تحلیل بنیادی (سنجش ارزش ذاتی و ارزش روز سهم)

همانگونه که در ابتدای مقاله اشاره کردیم یکی از کاربردهای تحلیل بنیادی پی بردن به ارزش ذاتی و ارزش روز سهم است. برای اینکه بفهمید ارزش یک سهم چگونه است باید ارزش ذاتی و میزان سوددهی آن را بسنجید تا بفمید یک سهم ارزش خرید دارد یا خیر. یکی از نسبت های مهم در تحلیل بنیادی نسبت P/E است. این نسبت به شما نشان میدهد پس از چه بازه زمانی اصل سرمایه شما برمیگردد.

اگر ارزش(Value) پایین‌تر از قیمت(Price) فعلی باشد، گفته می‌شود قیمت سهام افزایش‌یافته است و سرمایه‌گذار می‌تواند تصمیم به فروش سهم بگیرد. از طرف دیگر اگر ارزش بیشتر از قیمت فعلی باشد، سهام به‌عنوان سهام سودآور شناخته می‌شود که مبنای خرید سهم است. هنگامی‌که بازار این شکاف را درک کند و با افزایش قیمت سهم، آن را تنظیم کند، سرمایه‌گذار به هدف خودش که به دست آوردن سود بوده است، می‌رسد.

مراحل انجام تحلیل بنیادی

1-شناخت شرکت و یا صنعت

2-پیش بینی عملکرد شرکت و میزان سودسازی آن با توجه به صورت های مالی و اطلاعات شرکتی

3-محاسبه ارزش ذاتی و ارزش واقعی

4-درنهایت تصمیم به خرید، فروش و یا نگهداری ( هر زمان ارزش ذاتی سهم بالاتر از قیمت بازاری سهم باشد، اقدام به خرید سهام کرده و بالعکس)

داده های کمی و کیفی در تحلیل بنیادی

اصول کمی

1-ترازنامه شرکت

این داده های عددی شامل سابقه دارایی، بدهی و سهام های شرکت در یک بازه زمانی است. ترازنامه با این واقعیت مشخص می شود که ساختار مالی آموزش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال یک تجارت به صورت زیر تعادل می یابد:

دارایی = بدهی + سهام سهام داران

  • دارایی منابعی هستند که در اختیار شرکت هستند مانند پول نقد، ساختمان ها و یا ماشین آلات
  • بدهی ها وجهی است که باید پرداخت شوند.
  • حقوق صاحبان سهام بیانگر ارزش کل پولی است که صاحبان مشاغل در آن مشارکت داشته اند. از جمله سودهای حفظ شده ، که سود حاصل از سالهای گذشته است.

2-صورت حساب درآمد

صورت حساب درآمد یک شرکت را در یک بازه زمانی خاص اندازه گیری می کند. از نظر فنی ، شما می توانید ترازنامه را برای یک ماه یا حتی یک روز داشته باشید ، اما فقط مشاهده خواهید کرد که شرکت های دولتی به صورت سه ماهه و سالانه گزارش می کنند. صورت درآمد اطلاعات مربوط به درآمدها ، هزینه ها و سود حاصل از عملکرد شرکت های تجاری را برای آن دوره ارائه می دهد.

3-صورت حساب گردش پول

صورت حساب گردش پول نشانگر سابقه ورود و خروج وجوه نقدی یک تجارت در بازه زمانی مشخص است. صورت حساب گردش پول از این جهت اهمیت دارد که دستکاری یک وضعیت نقدی برای یک تجارت بسیار دشوار است.

در نهایت با بررسی عوامل کمی شما تشخیص میدهید آیا یک شرکت توانایی سود سازی دارد یا خیر؟ آیا درآمد شرکت سالم است یا خیر و میتواند بدهی خود را پرداخت کند؟ و از این دست سوالات که یک تحلیل گر را نسبت به عوامل کمی شرکت مطمئن میسازد.

عوامل کیفی

1-شناخت شرکت

شما باید درک درست از فعالیت و کسب و کار شرکت مورد نظر خود داشته باشید . بزرگان بازار بورس هیچ گاه بر سهام هایی که از آن از فعالیت آن شرکت اطلاعاتی آموزش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال ندارند سرمایه گذاری نمیکنند. برای مثال گاهی نام یک شرکت مانند شرکت فولاد آلیاژی یزد شما را به اشتباه می اندازد و با تصور تولید فولاد در این شرکت به دنبال اخبار قیمت های جهانی فولاد باشید و اشتباهی بزرگ در تحلیلات شما اتفاق افتد در صورتی که این شرکت در زمینه خرید یا اجاره زمین و خرید ماشین آلات و لوازم یدکی و مواد اولیه مورد نیاز از داخل یا خارج از کشور و ایجاد تاسیسات مربوطه به ‌منظور تولید انواع قطعات و مقاطع آماده‌سازی شده فولادی فعالیت میکند.

2-درک مزیت رقابتی

مزایایی مثل مزیت ابعاد، سهم از بازار، آگاهی بالای عمومی از برند و… می‌توانند یک سهم را از بقیه شرکت‌ها متمایز کنند. شناسایی مزیت‌ها یکی از مهم‌ترین گام‌های تحلیل بنیادی است.

3-درک مدیریت

شناخت مدیر خوب در بهبود رشد یک سهم میتواند موثر باشد. مدیریت خوب موجب بهوبد عملکرد یک سهم میشود. به زبان ساده، یک تحلیل بنیادی که فقط شامل نسبت‌های مالی باشد، بدون این که به تیم مدیریتی توجه کند، تحلیلی ناقص خواهد بود.

4-شناسایی ذی‌نفع‌ها

شناسایی ذی نفعان یک سهام در ارزش واقعی سهم تاثیر بسزایی دارند. برای این منظور اطلاعاتی درباره تعداد سهام داران حقیقی و حقوقی یک شرکت کسب کنید.

5-مشتری‌های شرکت

با بررسی پیشینه یک شرکت میتوانید به سادگی بفهمید تعداد مشتری های شرکت چگونه است. تعداد محدود مشتری ها نشانده انحصاری و دولتی بودن آن شرکت است که در واقع این مسئله در کاهش سود بسیار موثر خواهد بود. همچنین به این نکته توجه کنید در شرکت هایی با خدمات دولتی و انحصاری با کوچترین تغییر در سیاست های دولت ارزش شرکت نیز تغییر خواهد کرد.

6-سهم از بازار

سهم بازار یک شرکت تاثیر بسزایی در رشد آن دارد و میتواند از مزیت های زیادی بهره بجوید. اما این به معنی بی ارزشی شرکت های کوچک نیست. شرکت های کوچک در صورت موفقیت رشد بی سابقه ای خواهند داشت. حتما می‌دانید که برای داشتن شانسِ سودِ بیشتر، باید ریسک بیشتری را پذیرا باشید. برای کم کردن ریسک، باید سود انتظاری خود را هم کاهش بدهید. در اینجا هم سهم از بازار بزرگ‌تر به معنی ریسک کم‌تر، و سهم کوچک احتمال بازدهی بالاتر است.

7-انتخاب صنعت

به رشد یک صنعت توجه کنید. سنجش صنعت با نیاز ها و پیشرفت های روز دنیا در انتخاب یک صنعت بسیار موثر خواهند بود. برای مثال امروزه شاهد رشد چشمگیر صنایع هوش مصنوعی و خودروهای الکتریکی هستیم و از این رو این صنایع میتوانند گزینه های خوبی برای سرمایه گذاری باشند.

مثلا زمانیکه در تلویزیون اعلام می شود قیمت سیمان از ماه آینده افزایش پیدا می کند، سریعا به دنبال سهام سیمان باشید چون قطعا این سهام رشد خواهند کرد.

8-قیمت‌پذیری و قیمت‌گذاری

برخی شرکت ها قیمت پذیر نیستند یعنی تامین کننده مالی تاثیری بر قیمت ندارد. همچنین برخی شرکت ها با داشتن منابع تامین کننده گسترده تر در قیمت گذاری آزادانه عمل میکنند. با بررسی قیمت پذیری یک شرکت میتوانید به این نکته توجه کنید تامین کننده میتواند قیمت سهم را کاهش دهد و میزان سوددهی شما را پایین آورد.

تحلیل بنیادی چیست و چه کاربردی دارد؟

تحلیل بنیادی چیست و چه کاربردی دارد؟

آن دسته از سرمایه گذارانی که قصد دارند خودشان مستقیما وارد بازار بورس شده و اقدام به معامله کنند؛ ضرروی است که پیش از هر حرکت و انتخابی، وضعیت شرکت صاحب سهام را به دقت بررسی کرده و مورد تحلیل قرار دهند. از همین جهت، هر سرمایه گذاری جهت آغاز داد و ستد سهام و همچنین پایین آوردن سطح ریسک و اشتباه، نیازمند آموختن علم تحلیل در حوزه آموزش بورس خواهد بود.

تحلیل انواع و اقسام مختلفی دارد که هدف ما از نوشتن این مقاله، تشریح و توضیح کامل تحلیل بنیادی و دیدگاه بنیادگراست. در ادامه همراه ما باشید تا از چگونگی تحلیل بنیادی برایتان بگوییم و اطلاعت مفیدی را در این باره در اختیارتان قرار بدهیم.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل فاندامنتال یا تحلیل بنیادی، یکی از بهترین روش‌ها برای آنالیز سهام و اوراق بهادار به حساب می‌آید که مبنای آن ارزش ذاتی دارایی‌هاست. منظور از ارزش ذاتی دارایی‌ها، فاکتورهای هستند که بر ارزش دارایی‌ها تاثیر می‌گذارند. فاکتورهایی مثل ارزش اقتصادی و کلان، وضعیت مالی و مدیریت شرکت. تحلیلگران بنیادی با بهره گرفتن از داده‌های واقعی، دارایی‌های مورد نظر را تحلیل و بررسی می‌کنند.

روش ارزیابی تحلیل بنیادی برای تمام دارایی‌ها از جمله سهام قابل استفاده است. یک سرمایه‌گذار می‌تواند با استفاده از اطلاعاتی چون نرخ بهره و وضعیت اقتصادی، اوراق قرضه را ارزیابی کند.

تحلیل بنیادی را با عناوین دیگری همچون تحلیل ریشه‌ای، پایه‌ای یا اساسی هم می‌شناسند. در این روش، سرمایه‌گذار مهم‌ترین عوامل موثر بر قیمت سهام را آنالیز می‌کند.

پس از اتمام آنالیز، سرمایه گذار با توجه به نتایج حاصل آمده تصمیم‌ می‌گیرد که آیا شرکت مورد نظر، برای دارایی‌های او مناسب سرمایه گذاری هست یا نه. نکته قابل تامل این است که تحلیلگران بنیادی و تحلیلگران تکنیکال در تقابل با یکدیگر قرار دارند.

مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار بر قیمت سهام

به ‌طورکلی عوامل اثرگذار بر قیمت سهام یک شرکت به سه کلی و اصلی دسته تقسیم می‌شوند:

  1. عوامل محیطی
  2. عوامل مرتبط با صنعت
  3. عوامل درونی شرکت در تحلیل بنیادی

هدف از تحلیل بنیادی چیست؟

هدف از تحلیل بنیادی، ارزیابی و کشف ارزش خاصی است که بتوان به کمک آن، قیمت‌های مشخص شده فعلی را مورد مقایسه قرار داد. سرمایه‌گذار با مقایسه ارزش ذاتی یک سهم شرکت با قیمت فعلی آن در بازار بورس، تصمیم می‌گیرد که سهام یا اوراق بهادار خود را نگه داشته یا بفروشد. در حالت دیگر، اگر سرمایه گذار در جایگاه خریدار قرار دارد، زمان حال وقت خوبی برای خرید سهام آن شرکت هست یا نه.

نتیجه تحلیل بنیادی

حالت اول:

اگر سرمایه گذار در تحلیل بنیادی خود به این نتیجه برسد که ارزش ذاتی سهم مورد نظر، از قیمت فعلی آن در بازار بورس پایین‌تر است؛ یعنی قیمت سهام بالا رفته. زمانی هم که سهمی از ارزش ذاتی خود گران‌تر شده باشد، زمان خوبی برای خرید و فروش سهام آن شرکت خواهد بود.

اگر در جایگاه خریدار قرار دارید بهتر است از خرید یک چنین سهمی صرف نظر کنید؛ چرا که ممکن است این سهم به زودی به سمت قیمت واقعی و ذاتی خود نزول پیدا کرده و شما را متضرر کند. به چنین سهامی اصطلاحا overvalue می‌گویند.

آموزش تحلیل بنیادی

حالت دوم:

اگر پس از تحلیل بنیادی به این نتیجه رسیدید که ارزش ذاتی یک سهم خیلی بیشتر از قیمت فعلی آن است؛ آن سهام سودآور هستند و می‌توانید برای خرید آن تصمیم‌گیری کنید. طبق تحلیل بنیادی به چنین سهم‌هایی که امکان رشد قیمتی در آن‌ها زیاد است، سهام undervalue می‌گویند.

زمانی که بازار شکاف قیمتی بین ارزش ذاتی و ارزش فعلی را پیدا کند، قیمت سهم را افزایش داده و سرمایه گذار به سودی که انتظارش را می‌کشیده دست خواهد یافت. اصلی‌ترین هدف تحلیل بنیادی در بازارهای مالی، قرار دادن سرمایه گذار در چنین وضعیت مطلوبی است.

حالت سوم:

زمانی را در نظر بگیرید که نتایج تحلیل بنیادی به برابر بودن ارزش ذاتی و ارزش فعلی سهام ختم شده باشد. در این وضعیت سهم در حالت قیمت منصفانه خود قرار دارد. در حالت منصفانه خرید یا فروش چنین سهمی هیچ گونه سودی را عاید سرمایه گذار نخواهد کرد.

مثال برای درک بهتر تحلیل بنیادی:

فرض کنید سهام یک شرکت در بازار بورس با قیمت 100 تومان، در حال داد و ستد شدن است. سرمایه گذاری که قصد خرید یا فروش این سهام را دارد؛ با استفاده از تحلیل بنیادی به این نتیجه می‌رسد که ارزش ذاتی این سهم خیلی بیشتر از این حرفاست.

در واقع این سهمی که با قیمت 100 تومان در حال خرید و فروش است؛ حداقل 200 تومان ارزش دارد. در چنین موقعیتی اگر سرمایه گذار قصد خرید داشته باشد؛ بهترین زمان برای اقدام به خرید است. اما اگر سرمایه گذاری قصد فروش سهام خود را دارد، بهتر است دست نگه داشته و تا بالا آمدن قیمت سهام، مدت بیشتری صبر کند. حالا خلاف چنین شرایطی را در نظر بگیرید.

فرض کنید طبق تحلیل بنیادی انجام شده، ارزش یک سهم یا اوراق بهاداری در بازار بورس، به عدد 200 تومان رسیده است. این در حالی است که آن سهم ارزش کمتری دارد و ذاتا بیشتر از 100 تومان ارزش ندارد. اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید و در جایگاه فروشنده بودید، فورا سهام خود را بفروشید؛ اما اگر خریدار بودید، دور خرید سهمی با این شرایط را خط قرمز بکشید.

عوامل دخیل در تحلیل بنیادی

در تحلیل بنیادی عوامل زیادی اثرگذار هستند. عواملی مثل درآمد شرکت، عواید کوتاه مدت، حواشی سود و همچنین رشد سهام در آینده. اگر شخصی قصد سرمایه گذاری بر اوراق مشارکت یا همان اوراق قرضه را داشته باشد، تحلیل بنیادی به کمک این عوامل صورت می‌پذیرد:

  1. مطالعه نرخ سود
  2. دانش مربوط به اوراق مشارکت
  3. تعدیلات احتمالی در نرخ اعتبار اوراق
  4. شرایط کلان اقتصادی

تحلیل بنیادی

با معروف ترین تحلیلگر بنیادی آشنا شوید

در دنیای بورس، وارن بافت به عنوان سرشناس‌‌ترین و موفق‌ترین تحلیلگر بنیادی شناخته می‌شود. وارن بافت به دلیل داشتن استراتژی‌های درست و دقیق سرمایه گذاری، در اوراکل اوماها، به یک میلیاردر تبدیل شد.

نقاط ضعف تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی همان‌طور که از خصوصیات مثبت بسیاری برخوردار است، در برخی موارد هم ضعف داشته و اندکی لنگ می‌زند. به همین علت خوب است که پیش از مشخص کردن نوع استراتژی و تحلیلی که برای کار در بازار بورس به آن نیاز دارید؛ علاوه بر نکات مثبت، از نقاط ضعف آن هم خبر داشته باشید.

  1. تحلیل بنیادی باید مدام به روز شود و نمی‌شود از آن برای طولانی مدت استفاده کرد.
  2. تحلیل بنیادی، تحلیلی وقت گیر و زمان بر است.
  3. این تحلیل بازدهی فوری سهام را تضمین نمی‌کند. در واقع معلوم نیست که سهام شما همین فردا وارد روند رشد و سوددهی شوند یا هشت ماه دیگر.
  4. تحلیل بنیادی هیچ نقطه ورود و خروجی را برای شما مشخص نمی‌کند. این یعنی، تحلیل بنیادی تارگت و هدف مشخصی را برای سرمایه گذاران تعیین نخواهد کرد.

چگونگی تجزیه و تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی در ظاهر فقط صرف زمان بر مطالعه دقیق اعداد ترازنامه‌های یک شرکت، وضعیت جریان نقدینگی و میزان درآمد آن شرکت است. اما یک تحلیلگر بنیادی باید بر جنبه‌های پنهان یک تحلیل هم وقت بگذارد؛ مواردی مثل کیفیت مدیریت. علاوه بر این داشتن بینشی کامل و عمیق در مورد جهتگیری بازار و روند رشد صنایع، به سرمایه گذاران کمک شایانی خواهد کرد.

به طور کلی می‌توان اصول یک شرکت را به دو دسته کمی و کیفی تقسیم کرد. البته تحلیلگرانی هم هستند که در زمان آنالیز، هر دو جنبه کیفی و کمی را همراه با هم مد نظر قرار می‌دهند.

اصول کمی در تحلیل بنیادی

اصول کمی در یک عملیات تجاری شامل ویژگی‌های عددی شده و قابل‌اندازه‌گیری هستند. اصول کمی را می‌توان از طریق صورت حساب‌های مالی شرکت محاسبه کرد. این صورت حساب‌ها سود، درآمدهای کوتاه مدت و همچنین نقدینگی و سایر دارایی‌ها را نمایش می‌دهند.

صورت حساب‌های مالی در سه نوع زیر دسته بندی می‌شوند:

با انجام تحلیل بنیادی، تا حدودی مشخص خواهد شد که آیا شرکت در حد انتظار پولسازی دارد؟ آیا این شرکت سوددهی داشته و درآمد کوتاه مدتش برای سرمایه گذاری منطقی است؟

صورت حساب درآمد، نمایش دهنده میزان درآمد و مخارج یک شرکت در یک بازه زمانی مشخص است. با توجه به این صورت حساب می‌توان متوجه شد که آیا شرکت مورد نظر در یک محدود زمانی مشخص، درآمدی کسب کرده یا نه تنها هیچ گونه درآمدی نداشته که ضرر هم داده است. علاوه بر این با انجام تحلیل بنیاد بر روی صورت حساب درآمد، می‌توان میزان نقدینگی یک شرکت را برآورد کرد.

ترازنامه‌ها میزان توانایی یک شرکت را برای به تعادل رساندن دارایی‌ها و میزان بدهی‌شان به سایر نهادها نشان می‌دهند.

اصول کیفی در تحلیل بنیادی

یک سرمایه گذار باید علاوه بر اعداد و ارقامِ موجود در ترازنامه‌ها و صورت حساب‌ها، بر جنبه‌های پنهان یک کسب و کار هم دقت کافی را به کار گرفته و مورد آنالیز قرار بدهد. صاحب سرمایه باید از مدل کسب و کار شرکت سر در آورده باشد و با فعالیت‌های اصلی مجموعه آشنا باشد. شما باید نسبت به صنعتی که قرار است روی آن سرمایه گذاری کنید، علم و اطلاعات کافی داشته باشید.

مورد دیگری که حتما باید به آن توجه داشته باشید، مزایای رقابتی یک سرمایه گذاری است؛ چرا که کاتالیزورها در دراز مدت، می‌توانند موفقیت یک کسب و کار را هدایت می‌کنند.

کیفیت مدیریت هم از دیگر جنبه‌های کیفی یک تحلیل بنیادی است که نباید نادیده گرفته شود. مراقب باشید که آموزش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال حتما عملکردهای کلیدی، تصمیمات بزرگ و همچنین نحوه اثر گذاری آن‌ها بر کسب و کارها را در نظر داشته باشید.

نکته دیگری که باید در نظر بگیرید، به دست آوردن اطلاعاتی در باب رشد کلی صنعت و سهام بازار در میان دیگر کمپانی‌ها و مشتریان است. طبیعتا شرکت‌هایی که سهم بیشتری از بازار را در اختیار دارند، گذینه‌های بهتری برای سرمایه گذاری خواهند بود.

تحلیل بنیادی پایه و اساس یک سرمایه گذاری موفق محسوب می‌شود؛ اما اصول و قواعد از شرکتی به شرکت دیگر متفاوت است. به همین دلیل است که تحلیلگران بنیادی، برای انجام یک آنالیز دقیق و کارآمد، از استراتژی‌های مختلفی مدد می‌جویند.

تحلیل فاندامنتال چیست؟ چگونه یک ارز دیجیتال را تحلیل کنیم؟

حتماً تاکنون برایتان سؤال پیش‌آمده که کدام ارز دیجیتال برای سرمایه گذاری ارزشمندتر است؟ شاید تاکنون از دوستان خود پرسیده‌اید چه ارزی بخرم که ارزش سرمایه‌گذاری داشته باشد؟ و احتمالاً با نام چند ارز مواجه شده‌اید که هیچ شناختی از آنها ندارید. امروز می‌خواهیم به‌صورت دقیق به شما آموزش دهیم که چگونه ارزهای دیجیتال ارزشمند را شناسایی کنید. با ما همراه باشید.

به‌صورت کلی در بازارهای مالی معمولاً تحلیلگران از دو روش اصلی تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال استفاده می‌کنند تا بتوانند آینده قیمتی یک سهم یا ارز دیجیتال را پیش‌بینی کنند. همچنین روش‌های تحلیل دیگری مانند تحلیل احساسات و تحلیل آسترولوژی نیز وجود دارد که معمولاً در کنار یکی از روش‌های تحلیل اصلی به‌عنوان مکمل از آن استفاده می‌کنند. اما امروز می‌خواهیم به‌وسیله تحلیل فاندامنتال ارزشمندی یک ارز دیجیتال را شناسایی کنیم.

آنچه در این مقاله میخوانید :

انواع تحلیل ارز های دیجیتال کدام است؟ چگونه می توان آینده قیمت یک ارز دیجیتال را حساب کرد؟

  • تحلیل تکنیکال
  • تحلیل فاندامنتال
  • تحلیل احساسات
  • تحلیل آن چین

تحلیل فاندامنتال (fundamental) چیست؟

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال یک علم اقتصادی است که با استفاده از بعضی از پارامترهای مالی می‌توان ارزش و آینده یک سهم یا ارز دیجیتال را پیش‌بینی کرد.

در تحلیل بنیادی تحلیلگر به بررسی شرایط و گذشته یک پروژه از جنبه‌های مختلف می‌پردازد و اخبار مختلف آن را دنبال می‌کند همه عوامل و پارامترهای اقتصادی را تحت‌نظر می‌گیرد تا بتواند ارزش فعلی یک سهم یا ارز دیجیتال و آینده قیمتی آن را پیش‌بینی کند.

مدتی پیش اعلام شد که قراردادهای فیوچرز آموزش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال اتریوم باتوجه‌به درخواست زیاد کاربران تالار بورس شیکاگو از تاریخ ۸ فوریه ۲۰۲۱ در دسترس همگان خواهد بود و قابل معامله خواهد شد. این خبر یک خبر بسیار مثبت برای اتریوم به‌حساب می‌آید و با این اخبار تحلیلگر می‌تواند پیش‌بینی کند که قیمت اتریوم در آینده احتمالاً بالا خواهد رفت یا نه.ما در کانال خبری میهن سیگنال این خبر را اعلام کردیم و بعد از حدود ۳ ماه افزایش قیمت ۲۰۰ درصدی این ارزدیجیتال را شاهد بودیم.

افزایش قیمت 200 درصدی اتریوم از زمان اعلام خبر در کانال میهن سیگنال

افزایش قیمت ۲۰۰ درصدی اتریوم از زمان اعلام خبر در کانال میهن سیگنال

آیا تحلیل فاندامنتال ارزهای دیجیتال با بورس متفاوت است؟

به‌صورت خلاصه در بازارهای بورس جهانی مثل نزدک (بورس آمریکا) و بورس ایران شما به دلیل فرمت واحد ترازنامه‌های مالی باید مقدار درآمد، تولید، عملکرد شرکت و هیئت‌مدیره را بررسی نمایید. صورت‌حساب‌های مالی شرکت‌ها به‌صورت شفاف در اختیار قرار داده می‌شود.

اما در بازار ارزهای دیجیتال معمولاً پروژه‌ها به دلیل عدم کنترل توسط دولت و یا سازمان مرکزی، شفافیت مالی کمتری دارند. به همین دلیل بسیاری از کهنه‌کارهای فاندامنتال مانند وارن بافت ارزهای دیجیتال را به‌عنوان یک سرمایه‌گذاری مطمئن نمی‌شناسند. اما این به معنی آن نیست که ارزهای دیجیتال غیر قابل‌تحلیل و پیش‌بینی هستند.

مشکل اصلی تحلیل ارزهای دیجیتال به روش فاندامنتال

باتوجه‌به جدید بودن و تفاوت مکانیزم ارزهای دیجیتال و بازارهای سنتی، پارامترهای مورد بررسی در تحلیل فاندامنتال معمولاً کارایی کمتری نسبت به بازارهای سنتی دارند.

 ارزهای دیجیتال را نمی‌توان همانند روش‌های کسب‌وکارهای سنتی ارزیابی کرد؛ بنابراین، باید به پارامتر‌های مختلفی توجه کنیم.

ارزهای دیجیتال را نمی‌توان همانند روش‌های کسب‌وکارهای سنتی ارزیابی کرد؛بنابراین، باید به پارامتر‌های مختلفی توجه کنیم.

در ادامه تحلیل ارزشمندی ارز های دیجیتال را با پارامتر های پروژه محور، زنجیره ای و اقتصادی آموزش می دهیم.

تحلیل فاندامنتال ارزهای دیجیتال با استفاده از پارامترهای پروژه

بالاخره سراغ پاسخ سوال «چگونه یک ارز را تحلیل کنیم؟» می رویم. معیارهای پروژه شامل موارد کیفی یک پروژه می‌باشد که به دنبال عواملی مانند ارزش پروژه، صرافی‌های قابل پذیرش، عملکرد تیم توسعه و نقشه راه آینده آن پروژه است که در ادامه به آنها می‌پردازیم:

۱.ارزش یک پروژه را حساب کنید

برای اینکه بتوانید ارزش یک پروژه را حدوداً مشخص کنید نیاز است که از تاریخچه یک پروژه درک مناسبی داشته باشید. برای این کار یکی از مهم‌ترین معیارها محاسبه نحوه کارکرد پروژه است.

شما باید بدانید که آیا پروژه موردنظر تاکنون اجرایی شده یا فقط در مرحله طرح اولیه است؟

بسیاری از پروژه‌های کلاهبرداری و اسکم پروپوزال و اهدافشان را به‌صورت ماهرانه‌ای می‌نویسند؛ به‌گونه‌ای که تازه‌واردان با خواندن آنها مشتاق به سرمایه‌گذاری در آن پروژه شوند. اما اگر بخواهید دقیق‌تر وارد جزئیات شوید خواهید دید که بعضی از این پروژه‌ها به‌هیچ‌عنوان ادعایشان عملی نخواهد شد. برای این کار می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی نظرات مردم را در مورد آن پروژه بخوانید. اما توجه داشته باشید که امکان ایجاد حساب‌های جعلی یا خرید تعامل (Engagement) در شبکه‌های اجتماعی آسان است.

۲.صرافی‌های قابل پذیرش

یکی از مهم‌ترین پارامترهای فاندامنتال در ارزهای دیجیتال مورد قبول واقع‌شدن و لیست شدن در صرافی‌های معتبر است. بسیاری از ارزهای دیجیتال پانزی و کلاهبرداری با وعده لیست شدن در صرافی‌های معتبر مثل بایننس، هزینه زیادی را از مشارکت‌کنندگان دریافت کرده‌اند.

البته باید بدانید که اکثر صرافی‌های ارز دیجیتال با دریافت پول حاضر به لیست کردن یک توکن جدید در صرافی خود می‌باشند و نمی‌توان زیاد روی این مورد حساب باز کرد.

برای این مورد ترجیحاً سعی کنید از منابع موثق و سایت‌های مختلف تحقیق کنید.

۳.نقشه راه را بررسی کنید

در یک پروژه ارز دیجیتال معمولاً در وایت پیپر اهداف ابعاد و مشخصات دقیق نقشه راه آن پروژه شرح داده می‌شود.

قبل از هر کار باید سعی کنید نقشه راه را دقیقاً با جزئیات آموزش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال بررسی کنید. بسیار مهم است که تحقیق کنید اگر یک پروژه تعهدات خود را تاکنون عمل‌نکرده اند، این احتمال وجود دارد که در آینده هم به وعده‌های خود عمل نکنند.

برای بررسی سابقه توسعه دهندگان و برنامه‌نویسان یک پروژه به توییتر مراجعه کنید و هشتگ‌های مرتبط را سرچ کنید.

تحلیل فاندامنتال ارزهای دیجیتال با استفاده از پارامترهای زنجیره‌ای

پارامترهای زنجیره‌ای، معیارهایی هستند که با بررسی داده‌های بلاکچین، قابل ارزیابی می‌باشند.

برای محاسبه این پارامترها نیاز به داده‌هایی از سایت‌هایی مثل کوین متریکس (Coin metrics) یا گزارش‌های پروژه‌های تحقیقاتی بایننس (Binance Research) داریم.

۱.تعداد تراکنش‌ها

تعداد تراکنش‌ها، معیار قابل قبولی برای فعالیت‌های شبکه می‌باشد. با ترسیم عدد برای دوره‌های مشخص، می‌توان تغییر فعالیت کاربران را در طول زمان مشاهده نمود.

۲.ارزش تراکنش

ارزش تراکنش با تعداد تراکنش متفاوت است. ارزش تراکنش به ما می‌گوید که چه مقدار ارزشی در طی یک دوره خاص انتقال‌داده‌شده است. به‌عنوان‌مثال، اگر هر روز مجموعاً ۱۰ تراکنش و هرکدام به ارزش ۱۰ دلار انتقال داده شود، می‌توانیم بگوییم که حجم تراکنش‌های روزانه ۱۰۰ دلار می‌باشد.

۳.کارمزد‌های پرداخت شده

کارمزد شبکه یکی از مهم‌ترین عوامل فاندامنتال محسوب می‌شود که می‌تواند اطلاعاتی در مورد تقاضای فضای بلاک در اختیار ما قرار دهد.

مکانیزم کارمزدها در شبکه‌هایی که از ماینرها عمل نظارت را انجام می‌دهند به این صورت است که کاربران با یکدیگر به رقابت می‌پردازند تا تراکنش‌هایشان به‌موقع انجام شود. کسانی که قیمت بالاتری پیشنهاد می‌دهند، تراکنش‌هایشان زودتر تأیید می‌شود. اما افرادی که قیمت کمتر را پیشنهاد می‌دهند، باید بیشتر منتظر بمانند.

این معیار، برای برخی از ارزهای دیجیتال یک پارامتر مهم محسوب می‌شود. در بلاکچین‌هایی با مکانیزم اثبات کار (Pow)، برای استخراج پاداش بلاک (block reward) را در نظر می‌گیرند. در برخی موارد، این کارمزدها شامل هزینه بلاک و کارمزد تراکنش می‌شود. هزینه بلاک، به‌صورت دوره‌ای در رویدادهایی مثل هاوینگ (Halving) بیت‌کوین، کاهش می‌یابد.

ازآنجایی‌که هزینه‌های استخراج با گذشت زمان افزایش می‌یابد، و هزینه‌های بلاک در عوض به‌آرامی کاهش پیدا می‌کند، منطقی است که هزینه‌های تراکنش می‌بایست افزایش یابد.

در غیر این صورت، ماینرها ضرر کرده و شروع به ترک شبکه می‌کنند که این امر در امنیت زنجیره تأثیر غیرمستقیم دارد.

۴.نرخ هش (Hash rate)

امروزه ارزهای دیجیتال مختلف از الگوریتم‌های اجماع مختلفی استفاده می‌کنند که هرکدام سازوکارهای خاص خود را دارند. باتوجه‌به اینکه اینها نقشی اساسی در امنیت شبکه ایفا می‌کنند، بررسی داده‌های موجود می‌تواند برای تحلیل فاندامنتال ارزشمند باشد.

نرخ هش، اغلب به‌عنوان معیار سلامت شبکه در ارزهای دیجیتال اثبات کار استفاده می‌شود. هرچه میزان هش بالاتر باشد، افزایش موفقیت‌آمیز یک حمله ۵۱٪ سخت‌تر می‌شود. اما این افزایش با گذشت زمان می‌تواند به افزایش تمایل به ماینینگ نیز منجر شود که سود را افزایش دهد. با کاهش نرخ هش میزان آفلاین شدن ماینرها افزایش می‌یابد، زیرا دیگر امن کردن شبکه برای آنها سودآور نخواهد بود.

عواملی که می‌توانند در هزینه‌های کلی ماینینگ تأثیرگذار باشند، شامل قیمت فعلی، تعداد تراکنش‌های پردازش شده و کارمزدهای پرداخت شده می‌باشند. البته هزینه‌های مستقیم استخراج (برق، توان محاسباتی) نیز از مباحث مهم تلقی می‌شوند.

استیکینگ (Staking)، یکی دیگر از مفاهیم مرتبط با نظریهٔ بازی مشابه استخراج اثبات کار (Pow) بوده ولی عملکرد متفاوتی دارد. ایده اصلی این است که کاربران، دارایی‌های (هلدینگ) خود را برای مشارکت در اعتبارسنجی بلاک سرمایه‌گذاری می‌کنند. به‌این‌ترتیب، می‌توان مقداری را که برای این کار اختصاص‌داده‌شده است را در یک محدوده زمانی بررسی کرد.

تحلیل فاندامنتال ارزهای دیجیتال با استفاده از پارامترهای اقتصادی

اگر می‌خواهید مقایسه شما صحیح‌تر باشد، ابتدا باید ارزهای دیجیتال موردنظر را گروه‌بندی کنید. در این گروه‌بندی باید فناوری‌های بکار رفته در پروژه‌های مختلف را ملاک قرار دهید. مثلاً توکن‌های بر پایه دیفای مانند و LINK و ZRX و REN و MKR را باهم و توکن‌های بر پایه NFT مثل ENJ و FLOW و AXS با هم در یک گروه قرار دهیم. سپس پارامترهای اصلی را محاسبه کنیم.

۱.ارزش کل بازار یا مارکت کپ

برای این کار لازم است سایت coinmarketcap را باز کنید و مقدار ارزش کل بازار پروژه‌های مختلف را با هم بررسی کنید. اگر میزان مارکت کپ یک پروژه عددی بالا باشد قاعدتاً سرمایه‌گذاری بر آن پروژه ریسک کمتری دارد.

ارزش کل بازار یا مارکت کپ

ارزش کل بازار یا مارکت کپ

همچنین اگر حجم مارکت کپ یک پروژه مقدار بالایی بود امکان دست‌کاری حملات ۵۱ درصدی و مشکلات ازاین‌قبیل کمتر است.

مثلاً حجم معاملات بیت‌کوین امروز ۴ مارس ۲۰۲۱ مقدار $۹۱۵,۲۱۸,۵۵۳,۷۶۲ است که حدود نیمی از مارکت کپ ارزهای دیجیتال را در اختیار دارد؛ بنابراین بیت‌کوین یک پروژه کاملاً ضد گلوله است!

۲.حجم معاملات یک پروژه در ۲۴ ساعت

یکی از پارامترهای مهم دیگر میزان معاملات در طول ۲۴ ساعت است. به زبان ساده حجم معاملات نشان می‌دهد که یک پروژه چقدر بر سرزبان‌ها افتاده است.

مثلاً زمانی که ایلان ماسک یک توییت در مورد دوج کوین زد حجم معاملات روزانه دوج کوین به‌سرعت چندین برابر قبل شد. هرچند در ارزهای دیجیتال مفهومی به نام صف خرید یا فروش نداریم اما این به معنای نقدپذیری بالاتر یک پروژه ارز دیجیتال تلقی می‌گردد.

حجم معاملات یک پروژه در 24 ساعت

حجم معاملات یک پروژه در ۲۴ ساعت

پارامتر بعدی ترکیبی از دو پارامتر معرفی شده قبل است. این پارامتر از تقسیم ارزش شبکه به ارزش کل تراکنش‌ها محاسبه می ‌شود. هدف از محاسبه این پارامتر این است که بفهمیم نسبت ارزش کل شبکه به فعالیت های افراد شرکت کننده در شبکه به عنوان سرمایه گذار چگونه است؟

NVT Ratio = Market Cap [ USD ]/ Transaction Volume [ USD ]

برای مثال اگر NVT بالا باشد نشان می‌دهد که ارزش شبکه بیشتر از تراکنش‌های روزانه است و احتمالاً قیمت صعودی خواهد شد؛ اما اگر NVT مقداری پایین باشد، نشان‌دهنده یک بازار نزولی و روند قیمتی کاهشی خواهد بود. به همین دلیل کارشناسان برای NVT آستانه‌ای را مشخص کردند که این مقدار عدد ۱۵ است.

محاسبه nvt در بیت کوین

محاسبه nvt در بیت کوین – در ابتدای این تصوی میبینید زمانی که NVT مقدار بالایی داشته روند قیمت هم به صورت صعودی بوده.

۴.FCAS

این پارامتر امتیاز پروژه‌ها را از نظر فاندامنتال تعیین می‌کند. این امتیازدهی به‌صورت نسبی و مقایسه بین پروژه‌های مختلف انجام می‌شود. این پارامتر به ۵ بازه دسته‌بندی می‌شود و فعالیت کاربران، عملکرد برنامه‌نویسان و توسعه دهندگان پروژه و تغییرات کد و مشارکت جامعه را در پارامتر خود لحاظ می‌کند. در نتیجه پروژه‌هایی با امتیاز بالای ۶۰۰ به‌عنوان پروژه‌های خوب پروژه‌های بالای ۹۰۰ به‌عنوان پروژه‌های عالی و پروژه‌های زیر ۵۰۰ به‌عنوان پروژه‌های ضعیف طبقه‌بندی می‌شود.

FCAS محاسبه شده برای برترین پروژه هیا ارزدیجیتال

FCAS محاسبه شده برای برترین پروژه های ارزدیجیتال – برای مشاهده امتیاز سایر پروژه ها می توانید از flipsidecrypto استفاده کنید.

پارامتر مهم دیگر نرخ بازگشت سرمایه یا ROI است. برای محاسبه این پارامتر باید مقدار سود حاصل از یک ارز دیجیتال بر اساس تغییرات قیمتی آن از زمان ICO و راه‌اندازی اولیه تا قیمت الان را بررسی کنید.

برای مثال شما اگر ۱ دلار در تاریخ ۲۰۲۰/۰۱/۰۱ روی بیت‌کوین سرمایه‌گذاری می‌کردید، امروز حدود ۶ دلار داشتید که نشان می‌دهد حدود ۶۰۰% نرخ بازگشت سرمایه شما بوده است. برای بررسی میزان بازگشت سرمایه شما در پروژه‌های ارز دیجیتال می توانید از سایت marketmegood استفاده کنید.

سایت معتبر کوین مارکت کپ یک ابزار است که میتواند تاپ گینر ها و ارزهایی که ترند هستند را نشان دهد. شما با پیدا کردن ارزهای ترند و بررسی کامل پروژه با روش هایی که در این صفحه عنوان شد میتوانید از کوین مارکت کپ سیگنال خرید بگیرید.

با استفاده از همین مراحل ذکر شده در این صفحه شما میتوانید ارزش یک پروژه را تحلیل کنید و بررسی کنید که آیا این ارزدیجیتال مناسب برای سرمایه گذاری است یا نه

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین تماشا کنید
نزدیک
برو به دکمه بالا